خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

آخرین خاطرات
پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۰ شهریور ۹۷، ۰۱:۳۵ - سهر
    سلام

۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

داروخانه از جمله مکان‌هایی هست که هر کسی ممکنه راهش به اونجا میوفته. از بازاری و کارگر و میوه‌فروش گرفته تا معلم و بازیگر و فوتبالیست. امروز داروخونه ما، میزبان یکی از افتخارات کشورمون بود.

۱۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۰۱

شاید برای شما هم پیش اومده که تو کوچه و خیابون کسی جلوتونو گرفته باشه و با نسخه‌ای که تو دستش داره از شما تقاضای کمک بکنه و شما هم از روی ترحم و دلسوزی مبلغی رو به اون فرد داده باشید. غافل از اینکه اون فرد، ممکنه یه گدای حرفه‌ای باشه که روزانه شاید ده برابر شما درآمد داره...

۳ نظر ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۵۴

از سه روز پیش بالای صفحه‌ی سایت خدمات درمانی یه کادر بزرگ زرد رنگ، خود نمایی می‌کنه:

 

توجه : سیستم روز چهارشنبه مورخ 09/11/92 از ساعت 14 الی 16 قطع خواهد بود.


هر کی ندونه فکر می‌کنه این سایت همیشه در دسترس هست و قطع شدن این سایت خیلی مسئله‌ی نادری هست که از سه روز پیش دارن اعلام می‌کنن که قراره سایتشون برای دو ساعت نا قابل قطع بشه. این سایت حداقل هفته‌ای یه بار قطع میشه و هر بار پنج شش ساعت از دسترس خارج میشه و بیماران بیچاره مجبورن تو این شلوغی و ترافیک برن اداره بیمه و یه روز از کار و زندگی بیافتن تا نسخه‌شون رو تائید کنن.

۲ نظر ۰۹ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۵۹

مریض‌های باکوئی که به داروخونه مراجعه می‌کنن شرایط خاص خودشون رو دارند. بعضی از اونها هستن که برای اولین بار هست که به دکتر مراجعه میکنن و دارو میگیرن. به همین دلیل هم موقع تحویل دارو بیش از حد سوال می‌پرسن. سوال‌هایی که بعضا خیلی بی‌ربط و بی‌مورد هستن...

۳ نظر ۰۷ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۳۴

داشتم فاکتور داروها رو تو نرم‌افزارمون وارد میکردم که متوجه چیز عجیبی شدم. قیمت سوی منوپوز نسبت به قیمت قبلیش کاهش پیدا کرده بود. اونم نه یه کاهش جزئی، بلکه حدود یک سوم قیمت قبلی. با خودم گفتم حتما کاسه‌ای زیر نیم کاسه است.

۶ نظر ۰۳ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۴۰