خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

آخرین خاطرات
پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات

۸ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

یه خانم میانسال که کمی عصبانی به نظر میرسید وارد داروخونه شد و رو به دکتر گفت: " دیروز داروهام رو از شما گرفتم و روی یکی از داروها نوشته بودین روزانه نصف قرص، در حالی که داخلش کپسول بود" و با لحنی حق به جانب و طبکارانه ادامه داد:" آخه چطور میتونم کپسول رو نصف کنم؟"....
۶ نظر ۳۰ آبان ۹۲ ، ۱۶:۵۲
داشتم تو اینترنت سیر می‌کردم که صدای مسئول صندوق چرتم رو پروند. سرم رو که بلند کردم دیدم مسئول صندوق داره بدو بدو از داروخونه خارج میشه. چند لحظه بعد مسئول صندوق با چهره‌ای برافروخته وارد داروخونه شد و خطاب به دکتر گفت: "رفت، پولها رو برداشت و رفت"...

۲ نظر ۲۸ آبان ۹۲ ، ۲۱:۰۱
تا به امروز سعی کردم، خاطراتی از داروخونه رو اینجا بنویسم که شیرین و تا حدودی بامزه باشن. ولی واقعیت اینه که همه خاطرات داروخونه، شیرین و بامزه نیستن. و گاهی اوقات مسائلی که پیش میاد اونقدر تلخ و دردآور هستند که باعث آزرده خاطر شدن اهالی داروخونه میشه...

۲ نظر ۲۰ آبان ۹۲ ، ۱۷:۱۳

از قدیما رسم بوده که هر کسی که جایی میره مسافرت، برای دوستان و آشنایان سوغاتی میاره و اینطوری نشون میده که در مدتی که از دوستان و آشنایان دور بوده، اونها فراموش نکرده. هر شهری هم سوغاتی مخصوص خودش رو داره. مثلا از مشهد، زعفرون و نبات میارن یا سوغاتی قم که سوهان هست. سوغات تبریز هم که آجیل و شیرینی و از این طور چیزهاست. اما برای مسافرهای باکوئی که صبح تا غروب از این دکتر به اون دکتر میرن و دارو میخرن، بهترین سوغات، همون دارو میتونه باشه...

۲ نظر ۱۵ آبان ۹۲ ، ۱۶:۲۲
توی هر داروخانه‌ای نوشتن دستور داروها، مهمترین و حساسترین کار ممکن هست. چرا که اشتباه در نوشتن دستور داروها، ممکنه باعث بروز مشکلات غیر قابل جبرانی بشه. نوشتن دستور اشتباه، باعث میشه دارویی که قراره موجب سلامتی و شفای بیمار باشه، تبدیل به زهری کشنده بشه و طرف به جای بهتر شدن، بدتر هم بشه یا حتی شاید غزل خداحافظی رو هم بخونه. بنابراین کسی که دستور داروها را مینویسه خیلی باید تو کارش دقت کنه و دستورات رو با حوصله، خوش‌خط و خوانا روی داروها بنویسه...

۳ نظر ۱۳ آبان ۹۲ ، ۱۶:۲۴

توی ساختمون ما یه متخصص پوست هست که کارش خیلی درسته و هر روز کلی مریض داره. مریض‌های این دکتر از اقشار مختلفی هستند ولی بیشتر مریض‌هاش رو اقشار مرفه تشکیل میدن. با توجه به اینکه توی هر نسخه‌ای، چند تا کرم و شامپو و ضد آفتاب خارجی هم مینویسه، معمولا قیمت نسخه‌هاش صد تومن به بالا میشه و بعضی‌ها هستند که توان پرداخت اون رو ندارند...

۱ نظر ۰۹ آبان ۹۲ ، ۱۷:۳۹
تو هر داروخونه‌ای همیشه مراجعینی هستند که بدون داشتن نسخه، تقاضای دارو دارن، یا به اصطلاح داروی دستی میخوان. معمولا داروخونه‌هایی که تو خیابون هستند، از این نوع مشتری‌ها زیاد دارن و قسمت قابل توجهی از درآمد این نوع داروخونه‌ها، از راه فروش داروی‌های دستی بدست می‌آد. ولی با توجه به اینکه داروخونه ما داخل یه کلینیک فوق تخصصی هست، گذر مشتری‌های اینچنینی کمتر به داروخونه ما میوفته. با این حال ما هم مراجعینی داریم که تقاضای داروی دستی میکنن...
۲۴ نظر ۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۷:۳۶

توی هر دفترچه بیمه‌ای اطلاعات مختلفی در مورد شخص بیمه شده نوشته میشه. اطلاعاتی از قبیل نام، نام خانوادگی، نام پدر، تاریخ تولد،  تاریخ اعتبار، محل اشتغال، شماره بیمه، نوع بیمه و خیلی از اطلاعات باربط و بی ربط دیگه. ولی جالبترین این اطلاعات، نسبت صاحب دفترچه با بیمه شده اصلی هست...

۴ نظر ۰۴ آبان ۹۲ ، ۱۶:۳۹