خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۱ آذر ۹۵، ۲۰:۱۶ - زی زی
    الو

راهنمای گردشگری

دوشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ۰۴:۱۷ ب.ظ

یه عده از راننده ها هستند که کارشون جابه جا کردن مریضهای باکوئی هست. این راننده ها علاوه بر اینکه مریضها رو اینور و اونور میبرند، به همراه مریض به مطب و آزمایشگاه و داروخونه مراجعه میکنند که خدای نکرده کسی سر این میهمانها کلاه نذاره. این راننده ها برای اینکارشون که بهش میگن راهنمای گردشگری، پول خوبی هم میگرن و تو تبریز برای خودشون صنفی رو تشکیل میدن. خدمات این راننده ها به اینجا خلاصه نمیشه. اینها علاوه بر خدماتی که گفتم، کارهایی مثل تبدیل ارز، ترجمه همزمان، ارسال دارو به مناطق مختلف جهان، مشاوره دارویی و خیلی کارهای دیگه رو برای مریضهای باکوئیشون انجام میدن...

یکی از کارهایی که این قشر زحمتکش برای مریضهای باکوئی انجام میدن عملیات قیمت کردن و خرید دارو است. این عزیزان بعد از اینکه مریض توسط پزشک ویزیت میشه، مریض رو به هتل منتقل میکنن و خودشون به گرفتن داروها اقدام میکنن. بعد خودشون به داروخونه ای که با اون حساب کتابی دارند مراجعه میکنن و داروها رو از اونجا تهیه میکنن. داروخونه هم هر چقدر که میخواد میکشه روی قیمت داروها و تحویل راننده میده. راننده هم بعد از اضافه کردن درصد خودش به قیمت داروها، پول داروها رو به همراه دستمزد کارش از مریض میگیره. اینطوری هم اون داروخونه راضی هست که سود خوبی تونسته به جیب بزنه. هم راننده تونسته از این طریق پولی به دست بیاره و هم مریض از اینکه داروهاش رو بدون زحمت و دردسر تهیه کرده راضی به نظر میاد. غافل از اینکه چه کلاهی سرش گذاشتند. اما بعضی از مریضهای باکوئی هم هستند که تا این حد ساده نیستند. این باکوئی ها که به خیال خودشون خیلی زرنگ هستند به همراه راننده به داروخونه مراجعه میکنند و داروهاشون رو خودشون تهیه میکنن و پولش رو خودشون حساب میکنند. غافل از اینکه این راننده ها خیلی زرنگتر از اونها هستند. این راننده ها با بعضی از داروخونه ها قرارداد دارند. قراردادشون هم خیلی ساده است. تو هر چی دوست داری از اینها بگیر ولی سهم ما یادت نره. این راننده ها بعد از اینکه از داروخونه های طرف قرارداد داروها رو به چند برابر قیمت تهیه میکنن، بعد از انتقال مریض به هتل دوباره به داروخونه مراجعه میکن و سهمشون رو میگرن. داروخونه هم خیلی راحت سهم راننده رو پرداخت میکنه و ازش بابت مریضهایی که میاره تشکر میکنه. 

دیروز یکی از همین راننده ها، اشتباهی راهش به داروخونه ما افتاده بود. راننده به همراه مریض وارد داروخونه شد. نسخه رو نشونم داد و ازم خواست که قیمتش رو حساب کنم. طوری که مریض باکوئی هم بشنونه به من گفت که فکر میکنم بیشتر از دو، سه میلیون بگیره، مگه نه؟ نسخه رو نگاه کرد. دکتر دوازده تا آمپول پگافرون براش نوشته بود که قیمت هر کدومشون 133 هزار تومن بود. نسخه اش چهارصد تا ریباورین هم داشت که به همراه پگافرون رایگان داده میشه. براش دو ورق هم استامینوفن نوشته بود که قیمت زیادی نداشت. قیمت نسخه رو حساب کردم که شده بود یک میلیون و ششصد هزار تومن. وقتی قیمت رو به راننده گفتم، مریض باکوئی ازم خواست که قیمت رو به مانات هم حساب کنم. راننده قبل از اینکه من چیزی بگم تند و سریع جواب داد که میشه 550 مانات. اولش فکر کردم که تو محاسبه اشتباه کرده ولی وقتی رو به من کرد و گفت که مگه نه دکتر، متوجه موضوع شدم. وقتی داشت منو نگاه میکرد و ازم میخواست که حرفش رو تصدیق کنم چشمک زد. هر مانات تقریبا چهارهزار تومن میشه و قیمت نسخه میشد 400 مانات. بی انصاف داشت 150 مانات میکشید روی نسخه. نمیتونستم این ظلم رو تحمل کنم.  طوری وانمود کردم که متوجه جریان نشدم و خودم رو زدم به گیجی و گفتم مگه مانات چند شده؟ مریض باکوئی که کم کم داشت متوجه جریان میشد گفت هر مانات رو من چهار هزار تومن عوض کردم. بهش گفتم با این حساب قیمت نسخه میشه 400 مانات. راننده نگاه هولناکی به من انداخت، ولی وانمود کرد که اشتباهش محاسباتی بوده. باکوئی در حالی که خیلی راضی به نظر میرسید پول نسخه رو به مانات پرداخت کرد و رفت. میدونم که دیگه اون راننده هیچ مریضی رو به داروخونه ما نمیاره. ولی از اینکه کار درست رو انجام داده بودم، خیلی خوشحال بودم.

نظرات  (۷)

سلام. به قولم عمل کردم. جالب تو مشهد هم این دکتر مترجم راهنما صراف دلال ها واسه عربها زیاده! مطالب خوبی دارین.
پاسخ:
سلام... ممنون. خیلی جالبه! پس عربها هم میان اونجا دکتر!فکر میکردم تو مشهد باید افغانیها بیشتر باشن.

۱۴ آذر ۹۳ ، ۱۲:۳۳ حسین آذرکشت
ممنون که به سنگر ماهم سری زدی
پاسخ:
سنگرتون پاینده باد.
یا علی.
خدا به شما خیر بده و این گرگ های بی شرف اجتماع رو نابود کنه انشاالله ...
پاسخ:
این طور افراد بدون اینکه خودشون بدونن، دارن خودشون و شغلشون رو نابود میکنن. این راننده ها اونقدر با این مسافرها این کارها رو کردند که دیگه هیچ مسافری به راننده اعتماد نداره و قبل از خردین نسخه اون رو از چند تا داروخونه قیمت میکنن و بعد میخرن. البته داروخونه ها هم که میدونن، هر کدوم از داروخونه ها که قیمت پایینتری بگه این مسافرها از اون خرید میکنن، هر چی داروی مشابه و ارزون قیمت هست که این بیچاره ها قالب میکنند. مثلا به جای تلفست، فکسوفنادین میدن، به جای نوروبیون ایرانیش رو میدن، به جای ففول، فرفولیک میدن.... تا نسخه ارزون دربیاد.

سلام

من هم میخواستم کار نسخه پیچی رو یاد بگیرم به نظر شما الان دارو خونه ای  که مایل هست کار رو یاد بده چطور باید پیدا کنم

من هم تبریز هستم

 

پاسخ:
سلام. بعضی از داروخونه ها هستند که از کارآموزها استقبال میکنند. مثل همین داروخونه ای که من توش شروع به کار کردم. ولی بیشتر داروخونه ها حوصله آموزش دادن رو ندارند. راه دیگه ای که برای ورود به این حوزه وجود داره شرکت در کلاسهای آموزش نسخه پیچی هست. شما میتونید به موسسه درمانگر مراجعه کنید و با شرکت در کلاسهای اون مدرک نسخه پیچی بگیرید. البته آموزشهایی که تو این موسسه و موسسات مشابه داده میشه زیاد مفید نیستند ولی میتونه راه خوبی برای شروع به کار در داروخونه ها باشه.

علت بیماری ها

10- امراض اصلی و حقیقی در درون جان آدمی هستند اینها که امراض نامیده می شوند در فرهنگ عامه بشری، عذابها و علائم آن امراض نهان می باشند.

19 - از اعجاز و کرامت عرفان درمانی اینست که آدمی تحت الشعاع نور معرفت نفس به عمق و ریشه عذاب و بیماری اش که یکی از رگ و ریشه های کفر اوست بینا شده و از آن توبه می کند و این توبه عین شفاست. که این نوع درمان و شفا، ویژه معارف ماست و سابقه نداشته است. و این بواسطه روح و نوری است که خداوند به قلم ما عنایت کرده است.

21 - اگر بخواهیم که عناصر کفر بشری را که منابع امراض و عذابهای او هستند نام بیریم عبارتند از : حرص، انکار، حسد، دروغ، کبر، ستم ، تهمت ناحق، بدبینی ، عداوت با حق ، ناسپاسی، رحمت ناپذیری ، و خودپرستی که در نقطه مقابل این صفات قرار دارند که صفات ایمانی بشرند: قناعت، تصدیق، سخاوت، تسلیم، تواضع، عدالت، حق جوئی، خوش بینی، خیرخواهی ، شکر نعمات، پذیرش محبت و تقوا.

از " کتاب عرفان عملی " استاد علی اکبر خانجانی

دانلود از سایت : بنیاد نشر استاد خانجانی http://www.khanjany.com/

و وبلاگ حاضر http://d01.megashares.com/dl/4hAihVq/resaleieerfaneamali.zip


پاسخ:
ممنون جناب رضایی.
۱۷ آبان ۹۳ ، ۱۱:۳۲ امیرحسین خوشدل
شک نکن که کار درست رو انجام دادی
اساس این مشکلاتی که توی کشورمون پیدا شده و همه به اصطلاح گرگ شدن تا جیب هم رو بزنن از همینجا نشات میگیره
اگه راننده تاکسی از مسافرش گرونتر نگیره اونوقت اون مسافر توی مغازش جنسشو گرونتر نمیفروشه
خیالت هم راحت باشه که اون حرکت راننده های به اصطلاح زرنگ ، زرنگی که نیست هیچ بعدها همونقدر پولی که ازین راه بدست آوردن رو باید خرج خسارت و دوا و درمون کنن و هیچ خیری ازون پولا نمیبینن
خوشحالم ازینکه دوستی مثل شما دارم.
پاسخ:
متاسفانه همونطور که فرمودید جامعه ما وضع خوبی نداره و تو اون قانون جنگل حکمفرماست. همه سعی میکنن سر دیگری کلاه بذارن. این حرکتها باعث از بین رفتن برکت تو زندگی میشه. پول حروم مثل آفتی هست کل زندگی آدم رو به لجن میکشه. متاسفانه نفس ما اعمال حرام ما رو توجیه میکنه و این اعمال زشت رو به گونه ای زیبا برای ما جلوه میده.
به خدا پناه میبرم از شیطان توجیه کننده.
امیداوام همیشه سالم و صالح بمانی دوست عزیز.
سلام خسته نباشی  عزیز  خوشحالم از این که کار جدید پیدا کردین.  احساسم میگه که شما آدم صادق و پاکدل و خداشناسی هستین  . من هم مثل شما یک نسخه پیچ هستم تو یکی از شهرستانهای آذربایجانشرقی . حدودا شش سالی میشه که به این کار مشغولم . خاطرات هایی که نوشتین خیلی ساده و دلنشین هستن نه  فقط برای من ها !! بلکه برا هر کسی که یه بار به سایت شما سر میزنه کاملا قابل فهم و درک هستن .ما هم تو داروخونمون عین ماجراهایی که شما سرتون اومده روزی چند بار سرمون میاد. داروخونه ما یکی از شلوغ ترین های شهرمون هست من روزانه بین ده تا یازده ساعت در اونجا کار میکنم  من در هر زمینه تو داروخانه تجربه کافی و بیشتری دارم اکثر اوقات که دکتر  نباشه من خودم همراه چهار کادر دیگه همه امورات داروخانه را به راحتی میگذرونیم اما چه سود . دریغ از حقوق و مزایای مناسب . متاسفانه اکثر دکترهای داروخانه از نسخه پیچ ها به دلایلی که خود شما بهتر میدونین به بدترین روش سواستفاده میکنن و بدتر از اون که نمیشه به جایی شکایت کرد و باید یه جور سوخت و ساخت . اما خدایی هم هست که این کارها رو میبینه و امیدوارم خودش یه فکری هم به حال ما بکنه . امیدوارم .  به هر حال آرزوی موفقیت برا شما و همه جوانان این سرزمین میکنم . سپاسگزارم .
پاسخ:
سلام دوست عزیز. از اینکه از وبلاگ ما که در واقع وبلاگ خودتون هست، خوشتون اومده خیلی خیلی خرسندم. نظرات شما دوستان عزیز به من انگیزه میده تا باز هم بنویسم. دوست دارم اینجا به محفلی برای تبادل نظرات نسخه پیچ ها بشه و بتونن اینجا با همکاراشون درد و دل کنن. البته تو جامعه ما به خیلی از اقشار ظلم میشه و نسخه پیچ ها هم یکی از این اقشار هستند. دوست دارم اینجا در مورد دلیل این مسئله بحث بشه. شاید بشه راهکاری برای حل اون پیدا کنیم. چرا باید یه نسخه پیچ حاضر باشه که با این مبالغ اندک کار کنه. خود اون دکتر میتونه چند روز با این حقوق زندگیش رو بچرخونه. چرا باید دکتر به نسخه پیچش که همه درآمدش رو مدیون اون هست، احترام نذاره. چرا باید بگه این نشد، اونیکی. چرا حقوق یه نسخه پیچ با تجربه از حقوق یه کارگر ساده ساختمانی کمتر هست. 
امیدوارم بتونیم با ظلمی که به همه نسخه پیچها میشه مقابله کنیم. یادمون باشه که حق دادنی نیست. حق رو باید گرفت.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">