خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۱ آذر ۹۵، ۲۰:۱۶ - زی زی
    الو

ارثیه

پنجشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۳۳ ب.ظ

یکی از مشکلاتی که بیشتر داروخونه‌ها با اون مواجهند، کسانی هستند که می‌خوان داروهایی که گرفتند پس بدن. بهانه‌های مختلفی هم برای این کارشون دارند. بعضی‌ها بعد از لاینکه نسخه‌‌شون آماده تحویل شده جلوی صندوق، وقتی چشمشون به داروهاشون میوفته تازه می‌فهمند که تو خونه از همشون دارند و یه باره کل نسخه رو پس میدند. در این موارد چاره‌ای جز پس گرفتن داروها وجود نداره و داروها رو پس میگیریم و اگه احیانا تائید نسخه از اینترنت گرفته شده باشه، از سیستم حذفش می‌کنیم. مشکل وقتی دو چندان میشه که مریض یه قسمتی از نسخه رو میخواد پس بده. در این صورت اگه تائید نسخه گرفته شده باشه، باید حذف بشه و دوباره از اول تائید نسخه گرفته بشه. بعضی‌ها هم هستند که بعد از اینکه میرن خونه تازه متوجه میشن که ای داد بیداد از این داروها که تو خونه داشتم و بعد از چند روز و گاها چند ماه دیگه میان که داروهاشون رو پس بدن. ما هم که گردنمون از مو نازکتر و مجبوریم که قبول کنیم. اما یکی از انواع داروهای برگشتی، داروهایی هست که بعد فوت مریض توسط وارثین، به حراج گذاشته میشه...

یکی از مشتری‌های ثابتمون بود، همیشه داروهاش رو از ما میگرفت و باهاش سلام علیک داشتیم. مدتی زیادی بود که پدرش مریض بود و دکتر هر دفعه داروهای مختلفی براش می‌نوشت. آخرین دفعه که براشون سرم اینترالیپید و آمینو اسید نوشته بودند فهمیدم که حال پدرش زیاد خوب نیست. حدود دو هفته بعد بود که با یه کیسه بزرگ دارو وارد داروخونه شد. از پیراهن سیاهش مشخص بود که پدرش فوت کرده بود. مثل همیشه با دکتر سلام علیک کرد ولی این دفعه به جای نسخه، کیسه داروها رو روی پیشخون داروخونه گذاشت. معلوم بود هرچی دارو تو خونه بود جمع کرده بود. از قرص و کپسول گرفته تا شربت و آمپول‌های مختلف. سرم‌هایی که دکتر دفعه قبلی براشون نوشته بود هم داخل کیسه بود. فقط سه تا از اونها رو مصرف کرده بودند. معلوم بود که بیچاره بعد از گرفتن سرم‌ها، چند روز بیشتر زنده نمونده بود...

نظرات  (۳)

سلام داداش.یکسری از داروها هست که در استان ما یعنی گلستان پرمصرف ولی کمیابه.اسم چندتا از اونارو میگم تا اگه امکانش بود بتونیم باهم تبادل کنیم و بیمارانی که نیاز مبرم به این داروها دارن مشکلشون حل بشه.بخدا احساس میکنم جای پدر مادر ما هستن که دارن ضجه میزنن بابت نبود دارو.این داروها شامل نئوتیکازون-اورپ فورت-زاناکس-س.لفاسالازین خارجی و .. هستن.اگه اونجا این داروها در دسترستون هست بهم پیام بدین تا شرایطی فراهم بیاریم بابت تبادل داروی. ممنون داداشآدرس وبلاگ منم www.09117961319.blogfa.com هست.
پاسخ:
سلام... از اینکه اینقدر به فکر بیمارانتون هستید خیلی ممنونم. همه دارویی هایی که گفتی اینجا هم نایاب هستند. وقتی دارویی وارد نمیشه، همه جای کشور نایاب میشه. اینجا هم مصرف این داروها خیلی بالاست و متاسفانه پیدا نمیشه و تعداد زیادی از مریضها سرگردون هستند. وضعیت همه شهرها کمابیش به یک شکل هست.
امیدوارم موفق باشید.
آخه دایجسترول به چه درد بی بضاعت میخوره؟
پاسخ:
منظورم این بود که بعضی‌ها هستند که به داروخونه مراجعه می‌کنن و اینطور میگن که بدید به بی بضاعت. من نمیدونم ما از کجا باید تشخیص بدیم یکی بی بضاعت هست یا نه. 
میگم منم یه دارو دارم که به دردم نخورد خارجی هم هس ببرم پس بدم؟ باور کنید پولشم نمیخوام فقط میگم حیفه میمونه خراب میشه تو این اوضاع. فقط حوصله ندارم برام ناز کنن وگرنه تا حالا برده بودم
پاسخ:
یکی از دلایلی هم که بعضی‌ها میان دارو پس بدن، همینه که شما فرمودید. میگن حیفه مونده تو خونه خراب میشه، شاید به درد یکی بخوره. شما هم بدید به یه بی بضاعت.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">