خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

آخرین خاطرات
پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات

داروخانه هلال احمر

يكشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۳، ۰۲:۲۸ ب.ظ

همیشه فکر میکردم نسخه پیچهایی که تو داروخونه های بزرگ شهر کار میکنن، خیلی خوش به حالشون هست. روپوش های تر و تمیز و مرنب، کامپیوتر های آخرین مدل، صندلیهای گردون با کلاس، خلاصه همه چیز این داروخونه ها برام جذاب بود. از همه جالبتر سیستم نوبت دهی این داروخونه ها که باعث میشه همه آروم سر روی صندلی بشینن و منتظر رسیدن نوبتشون باشن. مثل داروخونه ما نیست که مریضها مرتب نق میزنن که پس نسخه من چی شد. همبشه فکر میکردم اگه قراره آدم نسخه پیچ باشه، کاش تو همچین داروخونه ای کار کنه. حقوقش هم حتما خیلی بیشتر هست...

پنجشنبه هفته گذشته، سر کلاس خصوصی بودم که گوشیم زنگ خورد. شمارش آشنا نبود. گوشی رو ور داشتم. خانمی که پشت خط بود اینطوری صحبتش رو شروع کرد: سلام، آقای....؟ احتمال دادم برای تدریس خصوصی تماس گرفته باشن و جواب دادم که بفرمائید، در خدمتتون هستم. خانم ادامه داد که من از داروخونه تماس میگیرم میخواستم بدونم الان جایی مشغول کار هستیم. من هم گفتم که بله، بعد از ظهرها تو یکی از داروخونه های شبانه روزی کار میکنم. خانم ازم پرسید مایل هستید قبل از ظهرها هم کار کنید؟ من هم گفتم که اگه شرایط مناسبی داشته باشه چرا که نه؟ بعد شروع کرد به پرسیدن سوالهای متعدد. در مورد تحصیلاتم، سابقه کاری، سطح آشناییم با کار نسخه پیچی، از اینکه کجاها کار کردم و خیلی سوالهای دیگه. بعدش گفت اگه امکان داره، شنبه تشریف بیارید اینجا تا از نزدیک با هم صحبت کنیم. وقتی آدرس داروخونه رو پرسیدم، گفت: آبرسان، داروخونه هلال احمر. یعنی بزرگترین داروخونه تبریز!

شنبه حدود ساعت 11 صبح بود که به آبرسان رسیدم. از اونجایی که آبرسان جای خیلی شلوغی هست، ماشین رو کمی اونطرفتر پارک کردم و ده دقیقه ای تا رسیدن به داروخونه قدم زدم. تو راه که داشتم قدم میزدم، خودم رو در حالی که روپوش سفیدی به تن دارم که روی جیبش آرم هلال احمر هست، تصور میکردم. به این فکر میکردم که اگه ماهی دو میلیون بهم بدن، برام کافیه. اونوقت دیگه نیازی به کار کردنم تو اون یکی داروخونه هم نیست و صبح میرم سر کار و تا ساعت سه، چهار برمیگردم خونه و بعد از ظهرها پیش خانواده ام هستم. تو این فکرها بودم که به داروخونه رسیدم. یه شماره ای که اون روز با من تماس گرفته بود، زنگ زدم و گفتم که من اومدم. خانم بهم گفت که تو اورژانس منتظرش باشم، تا بیاد. تو مدتی که منتظر خانم بودم، به کار نسخه پیچ ها نگاه میکردم. داروخونه پر بود از مریض. ولی اپراتورها به کندی مریض ها رو صدا میکردن. سرعت تایپشون خیلی ضعیفتر از من بود و یه نسخه ساده رو، چند دقیقه طول کشید که وارد سیستم کنن. به این فکر میکردم که اگه الان خودم بود چند تا مریض رو تو این مدت راه انداخته بود. بالاخره بعد از حدود بیست دقیقه سر کله خانم پیدا شد. از اینکه اینقدر منو معطل کرده بود کمی ناراحت بودم. همراه خانم به اتاقش رفتم. دوباره همون سوالهایی که از من تو تلفن پرسیده بود رو تکرار کرد و جوابهای من رو توی کاغذی یادداشت کرد. سوالهاش که تموم شد، من در مورد شرایط کار و حقوقم پرسیدم.  جوابش کل تصوراتم رو از کار تو داروخونه هلال احمر عوض کرد. بهم گفت، شما قراره اینجا ساعتی کار کنید. هر ساعتش هم چهار هزار تومن! البته اگه از کارتون راضی باشیم! تو راه برگشتن داشتم به چهار هزار تومن فکر میکردم. اینکه چه چیزهایی میشه با چهار هزار تومن خرید. 


نظرات  (۱۲)

داروخانه هلال احمر که خیلی سخته وسنگینه کارش در ازای حقوقی که میدن.
البته من برای آقایون نمیدونم درچه شرایطی هست.هرچند مزیت هایی هم داره اما متاسفانه خیلی حق آدم رو ضایع میکنن دستمونم به جایی بندنیس.!!!
:((((((


پاسخ:
سیستم های دولتی و شبه دولتی مزایایی مثل ثبات کاری دارن ولی بزرگترین اشکالش این هست که کسی که بشه اعتراضی بهش کرد رو پیدا نمیکنی. هرچند توی سیستم های شخصی هم معمولا اعتراض نتیجه ای جز اخراج نداره. 
سلام
بدبختی الان حتی فلافلی ها هم دوربین مدار بسته گذاشتن چه برسه به فروشگاه های بزرگ ،
مقصودم رو متوجه شدید ، بلانسبت شما ،
طرف با مقدار ی پول وارد مغازه میشود و با چند برابر مبلغ آن پول جنس خارج مکرد ولی به دلیل نصب دوربین های مزاحم از خرید معذوریم :))
حالا واقعا اون خانم چی فکر کرد ؟ ،
موید باشید

سلام. خب حتما شما از اوضاع بازار خبر دارید و می دونید که میشه یک دست لباس کامل از فرق سر تا نوک پا رو به راحتی با دو هزار تومن خرید. کل آذوقه  یک سال رو هم خرید گذاشت آشپزخونه و با بقیه ی پولتون هم دو تا آدامس هم بهتون می دن! ضرر کردید قبول نکردید!

پاسخ:
همینش سخت بود دیگه. کی میخواست این همه پول رو خرج کنه. 
آخرش دودوش تو چشم ارباب رجوع میره
همیشه همینطوره
:(
پاسخ:
متاسفانه همونطور که فرمودید، مشکلاتی که کارکنان یک واحد با کارفرماشون دارند باعث عدم خدمت رسانی درست به ارباب رجوع میشه. کسی که هیچ تقصیری تو این موضوع نداره و پول خدماتی رو که میگیره رو تمام و کمال پرداخت میکنه.
۰۳ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۰۱ ربولی حسن کور
سلام
پس واقعا دلیلی نداشته که تند تند کار کنن
پاسخ:
سلام...
تو سیستمی که ارزش کار زیاد فهمیده نمیشه و یا اگه فهمیده میشه ارج گذاشته نمیشه، معلومه که همه سعی میکنن کمتر کار کنن تا کمتر بهشون ظلم بشه. و این سیستم پابرجا نمیمونه.
۰۱ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۰۵ ✿✿ یاشل ✿✿
خوشم میاد شما هم از بطن جامعه و مشکلات اون مینویسین.واقعا کی جوابگو هست.
در این راستا بگم قبلا دوس داشتم شوهرم کارش حتما با پرستیژباشه مثلا اداری دفتری .ولی این 2ساله که خواستگار شغل آزاد اومد واسم و دیدم از نظر مالی بهترن نظرم عوض شد و الان بدون دلخوری قبولشون میکنم چون به قول شما شغل هرچی باکلاس تر درامدش کمتره
پاسخ:
سعی میکنم با این رسانه کوچیک خودم تا حد امکان از مشکلات جامعه بگم. البته پرستیژ کار خیلی مهم هست ولی میزان درآمد کار خیلی مهمتر هست. به نظر من هر شغلی قابل احترام هست و هر کس نسبت به زحمتی که میکشه و تخصصی که داره باید حقوق بگیره. 
پس نتیجه می گیریم... مرغ همسایه غاز است رو برا اینجور موقعها گفتن..
پاسخ:
من از این داستان یه نتیجه دیگه ای هم گرفتم. و اون اینه که کارهایی که پرستیژ بالاتری دارن، حقوقشون هم پایینتر هست. مثلا ما یه آشنا داریم تو کله پزی کار میکنه روزی 80 هزار تومن برای 6 ساعت کار میگیره. ساعت 11 صبح هم کارش تموم میشه و میره خونه. به خاطر اینکه کارفرماش میدونه اگه این بره، حالا حالا ها کسی رو نمیتونه به جاش پیدا کنه. ولی اگه یه داروخونه فقط یه آگهی کوچولو بزنه به شیشه داروخونه که نیاز به پرسنل داریم، همون روز شونصد نفر میان که ما میخوایم تو داروخونه کار بکنیم. پول هم ندی مهم نیست!
چه قدر کم!!! چقدر بی انصافن خدایی 

پاسخ:
مطمئن باشید اگه کسی رو پیدا کنن که حاضر باشه ساعتی 3 هزار تومن بگیره...کار رو به اون میدن. حقوق هم مثل هر چیز دیگه ای با عرضه و تقاضا تعیین میشه. وقتی تقاضا برای یه کار بالا میره و اون کار برای همه نمیتونه باشه، کار به اونی میرسه که حاضره با پول کمتری کار کنه. به خاطر همین هم هست که کیفیت کالاها و خدماتمون اینقدر پایین هست. به خاطر اینکه کار به اونی که از همه بیشتر وارد هست نمیرسه. به اونی میرسه که کمتر از بقیه پول میخواد! 
۲۹ دی ۹۳ ، ۲۱:۰۱ ✿✿ یاشل ✿✿
یعنی 768 در صورتیکه باجمعه ها کار کنید.یا بدون اون همون 600 میشه فکر کنم.واسه یه مرد کمه.واقعا بی انصافن.منم بعضی وقتا فکر میکنم شرکتای بزرگتر حقوقشون بهتره ولی بعد میگم عوضش حتما کارشونم بیشتره 
پاسخ:
مرد یا زن فرق نمیکنه، به نسبت کاری که انجام میشه خیلی کمه. اون داروخونه ماهانه چند میلیارد گردش مالی داره و کم کمش ماهی 500 میلیون سود میکنه. یه مشکل بزرگ هم که اخیرا خیلی جدی شده اینه که خانمها که خرج زندگی رو نمیکشن، حاضر هستند با حقوق های خیلی پایین کار مشغول کار بشن و این باعث میشه کارفرماها بیشتر مایل باشن از پرسنل خانم استفاده کنن... و این یعنی بیکاری آقایون و از بین رفتن سیستم خانواده.
سلام
 لینکتون رو تو وبلاگ یکی از دوستان دیدم. و چند تا از پست های شما رو خوندم. خیلی خوب می نویسید. از روز نوشت ها خوشم میاد. شنیدم میگن واحد پول داروخونه ها چسب زخمه.درسته؟
پاسخ:
سلام. ممنون از لطفتون. مشکل پول خرد هم یکی از مشکلات داروخونه ها هست که قبلا در موردش نوشتم. شما هم میتونید چسب زخم ها تون رو جمع کنید و برید دارو بخرید!
با چهار هزارتومن پول پوشک بچه هم نمیشه چه برسه به خرج خونه خدایش خیلی خندم گرفت که با چهار هزارتومن چی میشه خرید
پاسخ:
اونم با چه منتی! خداییش اونهایی که این قانون کار رو تصویب کردن ، با 600 هزار تومن میتونن چند روز (یا چند ساعت) زندگی کنن!
واقعا تعجب آوره ! عموی من تهران مجیدیه شمالی داروخونه دارن هم خودش دکترن هم خانومش ماهی سه تومن به هر شیفت نسخه پیچش میده تازه دو قورت و نیمشونم باقیه ! خداییش نسخه پیچ ها یکی زحمت کش ترین اقشار جامعه هستن حالا شما هم به کارکنای اون داروخونه حق بدین به کندی عمل میکردن :))))))))))))))))))))))))))))))))))
پاسخ:
سلام. متاسفانه اینجا به هیچ وجه به نسخه پیچ ها ارزش نمیدن. بله حق با شماست. با این حقوق دیگه انگیزه ای برای کار کردن وجود نداره. اعصاب پرسنل هم خرابه و تلافیش رو سر مریض بیچاره در میاره. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">