خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۱ آذر ۹۵، ۲۰:۱۶ - زی زی
    الو

هر روز بهتر از دیروز

پنجشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۳، ۰۳:۵۹ ب.ظ

الان بیشتر از یک ماه هست که کارآموز جدید داروخونه، شروع به کار کرده. از اون روز تا حالا چیزهای زیادی یادگرفته و سعی می‌کنه هر روز چیزهای بیشتری یاد بگیره. البته هنوز چیزهای زیادی هست که باید بدونه. الان نسخه‌ها رو کمابیش می‌خونه و با راهنمایی نسخه‌پیچ‌های قدیمی میتونه جاهاشون رو پیدا کنه و کم‌کم بعضی نسخه‌های ساده رو میتونه به تنهایی بده. یه روز که داروخونه خلوت بود ازش پرسیدم چطور شد که تصمیم گرفتی نسخه پیچ بشی؟...


گفت یه نفر تو کلاسمون هست که با انجمن داروسازی آشنایی داشت. یه روز گفت تا کی میخواین از باباتون پول تو جیبی بگیرید، بیاین بریم تو کلاس‌های نسخه‌پیچی شرکت کنیم، بلکه بتونیم تو داروخونه‌ کار پیدا کنیم و اینطوری شده که با دوتا دیگه از همکلاسی‌هاشون تو کلاس نسخه‌پیچی شرکت کردن و از اونجا برای کارآموزی به داروخونه ما معرفی شده.

  در ضمن صحبتهایی که باهم داشتیم فهمیدم که تو یکی از دانشگاه‌های تبریز علوم سلولی می‌خونه ولی خیلی دوست داشت که مثل خواهرش پزشکی و یا حداقل داروسازی قبول می‌شد. به هر حال هر کس یه ظرفیتی داره و نباید از یه نفر بیش از ظرفیتش انتظار داشت. در کل پسر خوبی هست و رفتار خیلی خوبی داره. درسته که بعضی از نسخه‌پیچ‌ها رفتار زیاد مناسبی باهاش ندارن و اذیتش می‌کنن ولی سعی می‌کنه ناراحت نشه و باهاشون دوست باشه. میدونم وقتی تی میکشه احساس خوبی نداره ولی سعی میکنه خم به ابروش نیاره و ادامه بده.

نظرات  (۹)

سلام 
من 3ساله کارم تو داروخونس از اول مشکلی نبود و کسی به کارم گیر نمیداد الان یکی از اقوام دکتر (مالک داروخونه ) اومده و هچ چی هم بلد نیس ولی داره پر رو بازی در میاره موندم چیکار کنم 
پاسخ:
این مشکل رو من هم داشتم. سعی نکنید باهاش در بیوفتید چون به ضررتون تموم میشه. مدارا کنید خودش حل میشه.
https://telegram.me/Noskhekhani
سلام
یاد خودم افتادم...هعیییییی  روزگار ):
پاسخ:
از همون روزهای اول میشه فهمید که یه نفر میتونه این کار رو یاد بگیره رو نسخه پیچ ماهری بشه یا نه. حتما شما هم از اون زرنگهاش بودین.
سلام میشه یه کتاب نسخه پیچی خوب بهم.معرفی کنید ممنون
پاسخ:
کتابها و جزوهای زیادی در این رابطه نوشته شده ولی حقیقت این هست که هیچکدوم از این کتابها نمیتونن نسخه پیچی رو آموزش بدن. مثل اینکه بخوای از روی کتاب شنا کردن یاد بگیری. شنا رو توی آب باید یاد گرفت. نسخه پیچی رو توی داروخونه.

سلام. روز به خیر.

قراره توی یه آزمایشگاه تئی قسمت پذیرش برم و نسخه ها رو باید بتونم بخونم. هر جا توی نت سرچ می کنم فقط نسخه خوانی داروخانه هست.شما می دونین چطوری می تونم یاد بگیرم؟کتابی؟ کلاسی؟ آموزشی چیزی؟

ممنون میشم کمکم کنید.

پاسخ:
سلام. خوندن آزمایشها خیلی راحتتر از نسخه است. حتما اونجا کسانی هستند که میتونن نسخه‌ها رو بخونن. کم کم به مرور از همونها یاد میگیرید. نباید کار زیاد سختی باشه. حتما یاد میگیرید.
سلام :
از این خاطره زیبای که گفتین . . .
خودم به یادم اومدم چون دقیقن این داستان خودمه الان یک هفته میشه که شروع به کار کردم
از سوی پرستاران اذیت میشم حرف میشنوم ولی کوشش دارم که کسی رو ناراحت نکنم و تحمل کنم
پاسخ:
سلام... توی خیلی جاها همینطور هست معمولا آدمهای قدیمی یه جا رفتار زیاد مناسبی با فرد تازه وارد ندارن ولی رفتار روزهای اول تازه وارد میتونه وضعیت رو به کلی عوض کنه...
خوب اینطوری فرق من که داروسازی میخونم با یه نسخه پیچ چیه؟
فقط تو لفظ دکتر...
 البته منظورم درصورتیکه داروخونه خودم نباشه...
پاسخ:
قانونا یه نسخه پیچ و داروساز خیلی با هم فرق دارند. داروساز در داروخونه اختیاراتی داره که نسخه پیچ نداره. مثلا قانونا نسخه پیچ حق نوشتن دستور داروها رو نداره، هر چقدر هم که با تجربه باشه. ولی عملا در بسیاری از داروخونه‌ها نسخه‌پیچ‌ها دستور میزنن. یا داروی ترکیبی درست می‌کنن و یا حتی دارو تجویز می‌کنن ولی قانونا هیچ‌کدوم از این کارها مجاز نیست. ولی مثل خیلی از قوانین دیگه اجرا نمیشه.
۲۶ تیر ۹۳ ، ۰۱:۲۹ مسلم میرزائی
چند تا از نوشته‌هاتون را خوندم واقعا عالی بودند، تصمیم گرفتم آدرس rssشما را به خبرخوانم اضافه کنم، پس امیدوارم در آینده هم بتوانم نوشته‌های زیبای شما را باز هم بخونم.
موفق باشین
پاسخ:
سلام دوست عزیز. خوشحالم که از نوشته‌های وبلاگ خوشتون اومده. از اینکه خواننده دایمی وبلاگ باشید بسیار خرسندیم. باز هم منتظر نظرات ارزنده شما هستم.
موفق و پیروز باشید. 
۰۳ تیر ۹۳ ، ۱۳:۲۵ ترانه محمدزاده
خداحفظش کنه.

قلم خوبی داریدا!!آدم دلش میخاد همه خاطراتتونو بخونه


پاسخ:
ممنون از لطفتون. حتما باز هم به ما سر بزنید. نظرات شما موجب دلگرمی من و ادامه دادن کار نوشتن هست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">