خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

آخرین خاطرات
پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات

روز حساب

جمعه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۶:۱۰ ب.ظ

روز آخر هر ماه، روز گرفتن حقوق هست. روزی که یک ماه منتظرش هستی تا دستمزد این همه خستگی و استرس رو بگیری. اما در بین همه این روزهای آخر ماه، روز 31 فروردین با بقیه روزهای مشابه یه فرق خیلی مهم داره. توی این روز هست که مشخص میشه حقوقت نسبت به پارسال چقدر افزایش پیدا کرده. دیروز یه همیچین روزی بود...

توی داروخونه ما یه رسم قدیمی  و جالب، مخصوص روز 31 فروردین وجود داره. این رسم که از سالها پیش مرسوم بوده، این هست که هر کس که اولین حقوق سال جدید رو میگیره، برای اینکه بدونه حقوقش چقدر افزایش پیدا کرده، بعد از اینکه حقوقش رو گذاشت تو جیبش، در اولین فرصت یه سر به دستشویی میزنه. یعنی تنها جایی که میشه با خیال راحت دور از چشم بقیه و دوربین ها نشست و حقوق رو شمرد. حالا هر کس از دستشویی خوشحال و خندان بیاد بیرون، معلومه که وضعیت خوب بوده و میزان حقوقش راضی کننده هست. ولی هر کس که با اخم و ابروهای در هم رفته بیاد بیرون، معلوم میشه که افزایش حقوقش کمتر از حدی بوده که انتظارش رو داشته. ولی دیروز با بقیه سالها فرق میکرد.

دیروز آخرین روز فروردینT پنجشنبه بود. صبح ساعت نه و نیم طبق روال همه روزه، در داروخونه رو باز کردم. بقیه بچه‌ها هم یکی یکی اومدن. روزهای پنجشبه، داروخونه خلوت میشه و نسخه خیلی کم میاد. به خاطر همین، روز پنجشنبه روز نظافت یا به قول یکی از بچه‌ها روز دستمال کشی هست. بعد از اینکه چراغها و سیستم ها رو روشن کردیم، هر کسی یه دستمال به دست گرفت و افتاد به جون داروخونه. یکی شیشه ها رو پاک میکرد، اونیکی گرد قفسه‌ها رو میگرفت. یکی دیگه روزی زمین تی میکشید. به هر حال همه منتظر بودن تا دکتر بیاد و اونها رو در این حال ببینه. شاید که تو حقوقشون تاثیر مثبتی داشته باشه. ساعت حدود 11 بود که دکتر رسید. تو دستش یه نایلون سیاه رنگ هم بود که امیدوار بودیم حقوق‌های ما باشه. دکتر مثل همیشه روپوش سفیدش رو پوشید و روی صندلی خودش نشست. یکی از ویزیتورها که از نیم ساعت پیش منتظر دکتر نشسته بود، به دکتر سلام کرد و گفت که از فلان شرکت اومده و چیزی اگه کم و کسر دارین بگین تا براتون بفرستم. دکتر هم چند قلم دارو سفارش داد. خلاصه اینکه ساعت ها به سرعت میگذشت و خبری از دادن حقوق نشد. یکی از بچه ها اونقدر شیشه رو دستمال کشیده بود که فک کنم یه میلیمتری از ضخامت شیشه کم شده بود. دیگه داشت نزدیک موقع رفتن میشد. همه نگاهها به حرکات دکتر بود. ساعت نزدیک یک بعد از ظهر بود که دکتر کشوی میزش رو باز کرد و نایلون سیاهی که صبح با خودش آورده بود رو از تو کشو درآورد. حدسمون درست بود. اون نایلون پر بود از تراول‌های پنجاه هزار تومنی. پولها با کش بسته بندی شده بودن و روی هر کدوم اسم یکی از بچه‌ها نوشته شده بود. بسته بعضی‌ها نازک و بسته بعضی دیگه بزرگتر بود. دکتر یکی یکی بچه ها رو صدا زد و حقوقشون رو بهشون داد. ولی بر خلاف سالهای بعد امسال کسی به دستشویی نرفت. دکتر بسته هر کسی رو میداد، بهش میگفت، خسته نباشید، شما میتونید برید. قلبم داشت از جاش در میومد. تا اینکه دکتر اسم منو هم صدا کرد. بسته من رو بهم داد و مثل بقیه گفت که میتونید برید. پولها رو تو جیب شلوارم گذاشتم و لباسهام رو پوشیدم. ماشین رو جای نسبتا دوری پارک کرده بودم. توی مسیری که تا رسیدن به ماشین پیاده میرفتن، همش به این فکر میکردم که حقوق امسالم چقدر افزایش پیدا کرده.  تا نشستم تو ماشین، پولها رو از جیبم درآوردم و شروع کردم به شمردن. یک، دو، سه و... یکی یکی میشمردم. بیست، بیست و یک و ... پولهای شمرده نشده رفته رفته داشت نازکتر میشد ولی هنوز به حقوق سال قبلم نرسیده بودم. شمردم شمردم شمردم تا اینکه تموم شدن. نه این امکان نداره... این که حقوق سال پیش من بود...

نظرات  (۱۶)

چرا هیچ کسی نپرسیده مگه چقدر می گیرین که ناراضی هستید ؟
زیر دو میلیون تومان ؟
پاسخ:
خوب شما پرسیدی دیگه. نه بالاتر از دو میلیون میگیرم. ولی ده میلیون هم که باشه حقوقم، این حق منه که هر سال باید حقوقم افزایش پیدا کنه.
سلام ! من تازه با این وب آشنا شدم ،‌‌ وب بسیار زیبایی دارید . من کل مطالب وب رو در این مدت کم آشنایی خوندم و خیلی برایم جالب بود که شما از اتفاقات داروخونه صحبت کردید !‌ من واقعا دنبال همچین وبی میگشتم ، چون در کار و تحصیل کمک زیادی به من میکنند. الان نمیدونم پیام من رو اصلا میخونید یا نه چون خیلی وقت هست که پست نزاشتید اما امیدوارم هر چه زودتر پست های بعدیتون رو بتونم بخونم ! پیروز و موفق باشید .
پاسخ:
خوشحالم که وبلاگ من به دردتون خورده. راستش مدتی هست که سرم خیلی شلوغه و فرصت پست گذاشتن ندارم. ولی هر از گاهی میام و نظرات رو میخونم. ولی حتما سعی میکنم بازم پست بذارم.
درود بر نسخه پیچ عزیز و زحمت کش
خدا رو شکر کنید. من 12 ساله که عسلویه. خارک. کنگان.کرمان و ... کار میکنم. مثلا بهمون میگن مهندس. هر سگ و سوتکی که بیرون محل سگ بهش نمیذاشتن با پارتی اومده داخل و رو اعصابه. همش دنبال گیردادن به کارا هستن نه هل دادن کار به جلو. کارم دفتریه ولی واسه سایت ویزیت میرم تو قسمت تاسیسات وقتی برمیگردم کفش ایمنی ساق بلندم تا نصفه زیر گرد و خاکه. گرمای تابستون و سرمای زمستون به کنار.
پیش اومده که 6 ماه هم حقوق معوقه داشتیم. شب که مخایم بریم حمام یه دونه دوش نداره یه دونه آبگرم یه دونه درینش گرفته یکی چوب لباسی نداره و ....
صبحونه رو شب قبل میدن با نون خشک. عین کارگر سر جالیز یه نایلون با خیلی باکلاس بازی در بیاریم یه کیف کمری داریم که صبحونه رو میزاریم توش. بعدهم سرکار یواشکی بایس کشو رو نیمه باز بزاریم و با ترس و لرز نوش جان کنیم.
شاید فکر کنید من یه نیروی عادی هستم. نه خیر قربان بنده مدیر کنترل کیفیت و یا مدیر دفترفنی بودم تو بسیاری از پروژه ها. ولی آقا بالاسرهایی داشته ام بیسواد و گماشته.
راستی یادم رفت روزی 4 مرتبه بایس تو صف ثبت حضور و غیاب و 2 مرتبه هم تو صف ناهار و شام/ صفی حداقل 300 نفره.
از شستشوی لباس. وضعیت مرخصی. سرویس های ایاب و ذهاب هم نگم بهتره.
هر جا میریم بیابون. وقتی یه مدیر ارشد یه وقتی بچه شو میاره کارگاه اونقدر کارگرا میریزن دورش که انگار بچه هه از مریخ اومده چون اصلا تو محیط های صنعتی و در حال ساخت خبری از خانم و بچه کوچک نیست و آدم آرزو داره به بچه رو ببینه.
برید خدا رو شکر کنید که آقابالاسرتون یه دکتری هستش که حداقل سوادش در حد خودشما هست. خدارو شکر کنید که حقوق تون رو سرماه میدن. خدا رو شکر که لباس تون هفته ای یه بار هم نیازی به شستشو نداره. خدا رو شکر کنید که میتونید آراسته باشید. و خدا رو شکر کنید که میتونید هنوزم بخندید. 
بقول خاقانی: هان این دل عیرت بین، از دیده نظر کن هان.
امیدوارم بعد از خوندن این مطالب بازهم لبخند بر لباتون جاری باشه.
ارادتنمند همگی. رضا از شیراز
پاسخ:
سلام دوست عزیز. واقعا برای این مملکت متاسفم. مطالبی که نوشتید تکان دهنده بود. وضعیت مملکت واقعا خرابه. امیدی هم به درست شدن ندارم. مطالبی که نوشته بودید رو خوندم. حق با شماست، باید خدا  رو شکر کرد. شما هم خدا رو شکر کنید. تو همین مملکت خیلی هستن که آرزو دارن جای من و شما باشن. خیلی هستن که همون نون خشک رو هم برای صبحونه ندارن. یا حتی جایی برای خواب. خدایا شکرت. هزار مرتبه شکرت.
بچه ها نسخه پیچی شغل نیست الکی خدتونو الاف نکنین نسخه پیچی شغل نیست اونایی که مجردین تا وقت دارین از این منجلاب بیایین بیرون بخدا قسط توهین ندارم چون خودمم یه زمانی نسخه پیچ بودم ولی نسخه پیچی یه کاریه که حتی اگه برین خواستگاری هم همه میگن شاگرد داروخانه هست
پاسخ:
بدون شرح...
بابا این عجیبترین صنفیه که دیدم کاش آدم با یه بیسواد طرف باشه ولی با این دکترای از دماغ فیل افتاده طرف نباشه فکر میکنن کین مثلا هرکدوم از یه دهاتی بلند شدن اومدن فکر میکنن حسابی ادم شدن اگه هنوز 50 سال پیش بود همشون داشتم گوسفند می چروندن
پاسخ:
چاره ای هم نیست باید سوخت و ساخت. وضعیت بد اقتصادی مملکت طوری شده که هر کس اعتراضی کنه، اولین جوابش اینه که دوست نداری، خوش اومدی. هر جا که بیشتر میدن برو همونجا.
۱۵ تیر ۹۶ ، ۰۰:۳۴ 18 سال سابقه
با سلام.//حکومت داروسازها و دوران ظلمشون به پایان رسید...///با مصوبه جدید هر داروسازی که فارغ تحصیل میشه...میتونه هر جایی که دوست داره به افتتاح داروخانه بدون هیج محدودیت حریم یا میزان جمعیت  اقدام نماید..//حالا داروخانه ها رقابتی میشه ...و هر کسی بهتر خدمات بده بهتر هم برداشت میکنه....///البته درامد داروخانه هم کم میشه. چون تعداد داروخانه ها زیاد میشه...///و دیگر اینکه ارزش امتیاز داروخانه از 800 میلیون به صفر میرسه....///خدا جای حق نشسته
پاسخ:
سلام. درسته بر اساس مصوبه شورای رقابت هر داروسازی میتونه هر جایی که دلش خواست داروخونه بزنه. ولی وزارت بهداشت هنوز زیر بار این مصوبه نرفته و به خاطر همین هم وزیر بهداشت چند میلیون جریمه شده. ولی دیر یا زود این مصوبه اجرایی خواهد شد. البته این قانون به ضرر نسخه پیچهاست یا به نفعشون جای بحث داره. 
سلام به شما منم مثل خیلی های دیگه سعی میکنم تمام مطالبی که نوشتید رو بخونم .آفرین که تو جوونیتون با وجود عدم ارتباط رشته با کارتون قبول کردید که از بیکاری بهتره اگه همه آقایون جامعه اینجور فکر میکردن وضع جامعه بهتر بود .من هم الان دارم سعی میکنم وارد این کار شم ببینید هر کاری سختی داره و من با برداشتم از حرفاتون فهمیدم که فکر می کنید جزء مظلوم ترین قشر ها هستید من که هنوز واردش نشدم اما رشته ای که من میخونم هم اگه از قشر ما بپرسید همینو میگن  اگه بخوای تو دوره دانشجویی کار کنی ساعتی 5تا6هزار تومن میدن تازه اگه تو کلینیک کار کنی به خاطر دونه دونه سر سوزنو ویال دارو و سرنگ باید جواب پس بده   خوبه ها میگم سختیاشو بدونید یا مریض میارن با ایدز یا هپاتیت c خیلی جاها که آلوده بودن همه مریضا چک نمیشه اونم شیفتیه و یه دکتر هم هست که معمولا هیچ کاری نمیکنه ولی ما تحت نظر اونیم و چند برابر حقوق میگیره خب دیدین یه کار سخته دیگه هم هست. تازه این کار خود خود رشتس مرتبط وضعش اینه ولی کار قشنگیه وقتی مریضو آروم میکنی وقتی ازت حسابی تشکر میکنه وقتی صدای گریه نوزاد تازه متولد شده رو می شنوی . کارای سخت دیگه هم هست که من و شما ازش خبر نداریم ولی کسی همین حالا هست که داره زندگیشو از اون راه میگذرونه .میدونین کارگر ساختمونی روزی پنجاه هزار تومن پول میگیره برا از یه صبح تا شب  چقدرم سرکوفت میشنوه.قدیم ترا بابام میگه مردم ایران برا پول در اوردن میرفتن ژاپن مرده می سوزوندن یعنی برا پول دینشونو میدادن یا سرویس بهداشتی می شستن حالا چی شده که کار تو دارو خونه رو نمیشه تحمل کرد نمی دونم. اینارو گفتم که خودمو واسه کار تو دارو خانه آماده کرده باشم 😊همگی موفق باشید
پاسخ:
سلام دوست عزیز. درسته که از وضع فعلی خودم و جامعه خیلی ناراضی هستم و معتقدم که جای من نباید تو داروخونه بود. ولی این رو هم میدونم که خیلی ها هستن که الان بیکارن و با تحصیلات شاید بهتر از من آرزوشون این هست که جای من بودن و میدونستن که سر ماه کم یا زیاد چیزی دستشون رو میگیره و محتاج دیگری نیستن. خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم که تا امروز محتاج کسی نبودم. اگه درآمدم کم بوده با همون ساختم و سعی کردم زندگی رو طوری مدیریت کنم که به اندازه درآمدم خرج کنم. 
ولی اینکه دوست دارم و سعی میکنم که جاهای بالاتر از این باشم فقط این نیست که درآمد بیشتری داشته باشم. دوست دارم بیشتر مفید باشم. خیلی کارها از دست من برمیاد. کارهایی که برای همکارام تو داروخونه خیلی پیچیده به نظر میاد برای من اونقدر ساده هست که ...

ولی باز هم میگم خدا رو هزار مرتبه شکر که به من این غیرت رو داده که برای به دست آوردن روزی حلال داروخونه رو طی هم میکشم. موفق باشید.
سلام
دکترتون داروسازِ؟
داروسازی چطور شغلیه میشه لطف کنید یه کم توضیح بدین راجع بهش
من یک ماه دیگه انتخاب،رشته دارم و رشته ی داروسازی رو دوست دارم شمام اگه میشه یه کم بگید درباره اش 
پاسخ:
داروسازی رشته خوبی هست. معمولا بعد از دندانپزشکی و پزشکی، بالاترین رتبه ها میرن داروسازی میخونن. درآمدش هم که خوبه. البته با زیاد شدن داروخونه ها کم کم درآمد داروخونه ها هم کمتر شده ولی باز هم نسبت به خیلی از شغلهای دیگه درآمد زیادی دارن. خوبیش هم نسبت به پزشکی اینه که زودتر به نتیجه میرسه و شیفت و شب کاری رو اینها رو هم نداره.
سلام.منم باشماهمدردم بااین تفاوت که من آخرین ماه کاریمه چون دکترما داره کلن داروخانه رو واگذارمیکنه...دوباره باید کفش آهنین بپوشم وبگردم دنبال کار...البته خدابزرگه وحواسش به ماهم هست...
پاسخ:
البته یادمون باشه که روزی رسون خداست و حتما جایی بهتر از اینجا که بودی خواهی رفت. 
سلام.خسته نباشید و شاد باشین.یه سوال میخواستم بپرسم ممنون میشم پاسخ بدین.حقوق خالص یک مسئول فنی داروخانه ماهیانه چقدره؟و ساعت کاریش چطوره؟و بعد از اتمام تحصیل میشه راحت در داروخانه ای به عنوان مسئول فنی مشغول به کار شد یا اینم پارتی می خواد؟
پاسخ:
راستش تو مملکت ما همه چیز پارتی میخواد. حقوقش هم که کسی اگه تمام وقت کار کنه چیزی در حدود 5 میلیون هست. البته به جز داروخونه ها شرکتهای دارویی هم به مسئول فنی نیاز دارن که میشه توش کار کرد.
سلام  بخشید میتوم بپرسم چقدر حقوق میگیرین ایا بیمه براتون رد میشه یا نه وایکه کارتون تمام وقته یا نیمه وقت کار میکنید
پاسخ:
من حدود 2 میلیون حقوق میگریم. بیمه هم دارم. ساعت کارم از ده صبح هست تا ده شب. دیگه نمیدونم نیمه وقت حساب میشه یا تمام وقت.
جای شکرش هست که پول شما رو هرچند بدون افزایش داده
این مدیر من هنوز حرفی از حقوق نزده و حتی به روی مبارکش هم نمیاره که 11 روز از ماه میگذره . . .
پاسخ:
راستش تقصیر خودمون هم  هست. منظورم امثال من و شماست که این مدیرها و رئیس ها رو خیلی پر رو کردیم. البته وضعیت اقتصادی بد کشور باعث شده اینجوری بشیم. چون اگه حرفی بزنیم میگن این حقوقت، خوش اومدی.
مگه دکتر با شما قرارداد نمی بنده؟ مدت قرارداد یکساله مگه نیست؟ پس تاپایان قراداد نباید انتظار افزایش داشته باشید. اگه می خواین افزایشی هم رخ بده توی قراداد سال بعد، درخواست افزایش بدین.
پاسخ:
ما هیچ قراردادی با دکتر نمیبندیم. یعنی از همون روز اول هیچ صحبتی در این باره نشده. چاره ای نیست. تو این اوضاع اقتصادی جامعه همین هم جای شکر داره. 
 قاعدتا باید به اندازه نرخ تورم، یعنی حدود 10درصد ب حقوق اضافه بشه. 
حالا شما بااقای دکتر این باره صبحت نکردین؟
راستی، چرااین اقای دکتر حقوق شما رو به حساب تون واریز نمی کنه و به روش های قدیمی متوسل می شه؟
پاسخ:
صحبت بکنیم که چی؟ بگیم چرا افزایش ندادی. قاعده!
خیلی از چیزهای دکتر ما سبک قدیم هست. مثلا هنوز هم نامه نگاری میکنه. رادیو گوش میده و ...
چه ضد حالی 
عادت کردیم به این ضدحال ها منم تمام عید حالم گرفته بود که پول ...
پاسخ:
انشااله که حل میشه. بیخودی گرفته و غمگین نباش. منم یکی دو روز حالم بد بود ولی الان دیگه برام مهم نیست. انشااله خدا به همین پول کم برکت بده.
۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۰۵ همطاف یلنیـــز
سلام سلام
اردیبهشت سال نو مبارکا
...
حس خوبی نیست آنی که منتظرش بودی نباشد. با اینحال ان شاءالله شنبه توضیح قانع کننده ای خواهند داشت جناب دکتر

پاسخ:
امروز یک هفته گذشته و هنوز توضیحی نشنیدیم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">