خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

آخرین خاطرات
پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات

نهضت سواد آموزی

جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۳۲ ب.ظ

داروخونه‌ی ما جزء معدود داروخونه‌های شهر هست که با دانشگاه علوم پزشکی همکاری نزدیکی داره و هر چند وقت یه بار از طرف دانشکده یه دانشجو معرفی میکنن که برای کار آموزی بیاد توی داروخونه‌ی ما و مثلا کار یاد بگیره. حضور این دانشجوهای جوون و به قولی جوجه داروسازها مسائلی رو تو داروخونه پیش میاره که در نوع خودش جالب هست...


واقعا نمیدونم هدف دانشگاه از گذاشتن این واحد درسی چی بوده. واقعا توی این چند جلسه این دانشجوها چی میتونن یاد بگیرن. جالب ابنجاست که بعد از گذروندن این واحد درسی دانشجوهای داروسازی میتونن توی داروخونه به عنوان مسئول فنی کار کنن. یعنی واقعا دانشگاه فکر میکنه دانشجوهاش در این حد هستند که میتونن داروخونه رو اداره کنن و دارو دست مردم بدن! دانشجوهایی که کوچکترین مهارتی توی خوندن نسخه ندارن!

کاری که معمولا به این دانشجوها سپرده میشه تا انجام بدن، نوشتن دستور داروهاست. کاری که ازشون انتظار میره با دقت و بدون مشکل انجام بدن ولی اصلا دقت کافی رو ندارن. بعضا غرور بیش از اندازه‌ای هم که دارن باعث میشه نتونن اشکالاتشون رو از ما نسخه پیچ‌ها بپرسن و این احتمال بروز خطاهای بزرگ رو بیشتر میکنه:

مریض نسخه رو دست من داد و همون اول گفت که والسارتانش رو ندید، تو خونه خیلی دارم. من هم برای اینکه موقع دادن داروها و زدن قیمت اشتباهی نشه کنار والسارتان نوشتم که نخواستند. همون مریض ازم خواست که یه وازلین هم بهش بدیم. من هم به نسخه پیچی که داروها رو جمع میکرد گفتم که کنار داروهای این نسخه، یه وازلین هم بذاره. بعد از اینکه داروها جمع شدن و قیمتش زده شد، گذاشتیمش جلوی خانم دکتر که دستوراتش رو مرقوم بفرمایند. یکی یکی دستور داروها رو نوشت تا نوبت رسید به قلم آخر، والسارتان. توی سبد فقط وازلین مونده بود که دستورش نوشته نشده بود. خانم دکتر هم بدون هیچ شکی وازلین رو برداشت و روش نوشت هر 12 ساعت نصف قرص!

نظرات  (۲۰)

امیدوارم همکارای داروسازم حواسشون یه خرده بیشتر جمع کنن تا این طوری یه نسخه پیچ از اشتباهاتشون سواستفاده نکنه ، حالا بماند که این جور کارا بیشتر به شخصیت و نزاکت آدم برمیگرده
پاسخ:
امیدوارم همه توی کارهاشون دقت بیشتری داشته باشن، مخصوصا کسانی که با جون مردم سر و کار دارن. 
مطالب نوشته شده از نظرم من جالب بود دیدگاههای مختلف افراد رانشان میداد همه قابل احترام بود.داروساز
پاسخ:
ممنون دوست عزیز از نظرتون. بازم منتظر شما هستیم.
سلام.
بنظر من اشتباه میتونه از هرکسی سر بزنه. من دارم طرحم رو میگذرونم و در داروخانه محل کارم متاسفانه دکتر داروساز بصورت دائمی حضور نداره، خودمم وقت اینو ندارم که نسخه تک تک مریضا رو مجدد بعد از خرید چک کنم، اینایی که میگم، اشتباهات فاحشی هست که بطور کاملا تصادفی دیدم :
سیپروفلوکساسین به جای سیپروهپتادین
متیل پردنیزولون بجای متوکلوپرامید!!! 
هیدروکورتیزون بجای هیوسین!!! 
این یکی که از همه وحشتناک تر بود، مریضی بود که براش پنج عدد قرص پردنیزولون پنج میلی گرمی نوشته بودم،  و جالبتر اینکه طبق عادت برای داروهای حساس، تعداد رو به حروف هم مینویسم و زیر عدد پنج، five هم نوشته بودم. بعد به مریض پنجاه!!!  تا قرص داده بودن و اینبار متاسفانه مریض با عارضه دارو برگشته بود پیشم، پریودش قطع شده بود و چهار کیلو چاق شده بود...  با اینکه برگه سوم نسخه قبلی موجود بود توی دفترچه و نشون نسخه پیچمون دادم که بیشتر حواسش رو جمع کنه، تحت هیچ شرایطی زیربار نرفت و میگفت حتما مریض خودش دوباره اومده خریده...  که دروغ محض بود... 

تازه اینها رو من رندوم دیدم، اگه همه رو چک کنم اشتباه فراوونه... 

فقط خواستم بگم اشتباه برای هرکسی پیش میاد، بخصوص وقتی آدم کم تجربه باشه، ربطی به دانشگاه و....  نداره خیلی
پاسخ:
بله همونطور که فرمودید انسانها جایز الخطا هستند و ممکنه اشتباهاتی از اونها سر بزنه ولی وقتی مسئله سلامتی انسانها باشه و هر اشتباه به ظاهر کوچیکی ممکنه جون یه آدم به خطر بندازه جایی برای اشتباه کردن وجود نداره. موردی هم که شما گفتید حرفهای من رو تائید میکنه. من اگه جای شما بودم حتما فکری برای این وضع میکردم. یا این فرد که این همه ازش اشتباه سر میزنه رو عوض میکردم. یا خطم رو بهتر میکردم، یا داروساز رو مجبور میکردم که همیشه اونجا باشه و یا همه نسخه ها رو یکی یکی چک میکردم. چون اگه همینطوری پیش بره ممکنه اتفاقی غیر قابل جبران رخ بده که اون موقع دیگه پشیمونی هیچ فایده ای نخواهد داشت.
سلام یه مدت تو یه داروخانه کار میکردم دکتر داروساز مسن اون داروخانه که از قضا داروخانه هم مال خودش بود به هیچ وجه دانشجوی داروسازی قبول نمی کرد اما کارآموز نسخه پیچی به جای یکی3تا داشت الان میفهمم چرا😂😂😂
پاسخ:
به نظرتون چرا؟
وای چه اتفاق خنده داری من بینوا دو تا سوتی که میدم یه هفته خودخوری میکنم تازه کارمم ربطی به سلامتی کسی نداره ....
والا به جیب صاحب کارم ضرر نزدم ولی خب ....
اون وخ اینا با اعتماد به نفس تمام سوتی میدن انقدررررر ضایع!!!
پاسخ:
البته هر کسی ممکنه اشتباه کنه و یا به اصطلاح سوتی بده. 
این یادداشت رو خوندم یادم افتاد چند وقت قبل با دوستم رفتیم داروخونه. دوستم میخواست فارماتون 30 تایی بخره. اون کسی که پشت پیشخوان بود دو مدل اورد که یکی آلمانی بود و یکی سوئیسی. اون برند سوئیسی بیست تومان ارزونتر بود. دوستم میگفت فارماتون اصلش سوییسی هست و عجیبه که المانیش گرونتره. اما دکتر تاکید داشت اصلش المانیه. خلاصه دوستم قانع نشد و نخرید. وقتی اومدیم بیرون دوستم احتمال داد که دکترِ قیمتِ دوتا برند رو باهم قاطی کرده.
پاسخ:
البته من شنیدم که اینها تو بازار هست نه ساخت آلمانه و نه ساخت سوئیس. دیگه نمیگم که میگن تو کجا تولید میشه اینها...البته میگن‌ها. ما که نمیدونیم.
خخخخ
:دی
پاسخ:
موفق باشید.
خب هرکسی ممکنه اشتباه کنه!! بعضی وقتا که ادم خیلی میخواد رو ی کار هم تمرکز کنه بدتر سوتی میده!!
پاسخ:
وقتی آدم همه حواسش توی گوشی هست که ببینه توی فلان گروه چی نوشتن، چطوری میشه روی کار تمرکز کرد. 
جواب خانم نادیا  رو دادم.
پاسخ:
خیلی ممنون.
اشتباه واسه هرکسی ممکنه پیش بیاد.چون ابله ترین ادم ها هم فرق قرص و وازلین رو میدونن .دکتر داروساز مملکت اینقدر خنگ نمیشه شاید بشه گفت حواس پرت
پاسخ:
حالا اسمشو بذاریم خنگی، بی سوادی، کم تجربگی و یا حواس پرتی. اسمش هر چی که باشه این بازی کردن با جون مردم هست. شاید بی سواد، با سواد بشه، شاید بی تجربه، تجربه کسب کنه ولی حواس پرت همیشه حواس پرت خواهد بود. خیلی از این کارآموزها حاضر نیستن یه دقیقه اون موبایلشون رو کنار بذارن و حواسشون رو به نسخه ها متمرکز کنن!
قعا نمیدونم هدف دانشگاه از گذاشتن این واحد درسی چی بوده. واقعا توی این چند جلسه این دانشجوها چی میتونن یاد بگیرن. جالب ابنجاست که بعد از گذروندن این واحد درسی دانشجوهای داروسازی میتونن توی داروخونه به عنوان مسئول فنی کار کنن. یعنی واقعا دانشگاه فکر میکنه دانشجوهاش در این حد هستند که میتونن داروخونه رو اداره کنن و دارو دست مردم بدن! دانشجوهایی که کوچکترین مهارتی توی خوندن نسخه ندارن!
پاسخ:
خوب حالا نظرتون رو بفرمائید؟
سلام،بنده خدا این دانشجو میاد داروخانه پیش شما که در اینده از این کارها نکنه و درواقع داره یاد میگیره.ببخشید که از تو شکم مادرش داروساز به دنیا نیومده.
خاطره گویی درست ولی اینکه خاطره یک کار اموز رو بنویسی بعد بگی وای جووون مردم دست کی افتاده واقعا مثال ونتیجه گیری مغرضانه میشه چون نامتناسب هستش
پاسخ:
سلام. من هم معتقدم که نباید از این دانشجوها انتظار زیادی داشت ولی به نظرم تفاوت والسارتان رو با وازلین دونستن نیازی به کسب تجربه و خوندن درسهای داروسازی نداره. موفق باشید.
حالا بیمه هستید یا نه وضعیت حقوق چطوره اینجا
پاسخ:
بله بیمه هستم. حقوق هم بد نیست. زندگی میگذره.
دوست عزیز به نظرم این طرز صحبت در مورد دکتر داروساز اصلا پسندیده نیست. درسته که ایشون

 هنوز کارآموز هستن اما این دلیل نمیشه که عده ای مثل نسخه پیچ ها از اشتباه ایشون سو استفاده

کنند و ایشون رو به باد مسخره بگیرند. دکتر داروساز مقام بسیار بالایی داره که یک نسخه پیچ حتی 

تا آخر عمرش هم به این مقام نخواهد رسید 
پاسخ:
فکر نمیکنم طرز صحبتم مشکلی داشته باشه و به کسی یا گروهی توهینی کرده باشم. من فقط یه مطلب در مورد یک اتفاق واقعی نوشتم. البته همونطور که روش کلی وبلاگ هست در قالب این داستان مسائل انتقادی هم مطرح شده. انتقاد از وضعیت نامناسب آموزش در کشور که به نظرم مشکل بسیار بزرگی هست و باید فکری براش بشه. این مشکل تنها مربوط به داروسازی و یا رشته های علوم پزشکی نیست و در همه رشته های دانشگاهی دیده میشه. ولی در رشته های علوم پزشکی که کارشون مستقیما با جون مردم در ارتباط هست این مسئله از اهمیت بیشتری برخوردار هست. 
من توی مطلبم نه اسمی از کسی آوردم و نه به کسی توهینی کردم و نه سوی استفاده ای صورت گرفته. در عین حال که به همه داروسازهای محترم ارادت دارم با حرف آخرتون اصلا موافق نیستم و معتقدم که مقام آدمها به اندازه مدرکشون نیست بلکه به اندازه دانش، شخصیت و انسانیت اونهانست.
یاعلی...
۳۱ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۴۷ فروهر وَ فرداد
خانوم دکتر..؟دانشجو بودن؟یا داروخونه ماله ایشونه؟
پاسخ:
به اصطلاح خانم دکتر... دانشجو بودن...کار آموز داروسازی...
ادم بخنده یا غمگین بشه؟
پیش میاد از این بی دقتیها که البته ممکنه جبران ناپذیر باشه...
کلا نظام آموزش ما مشکل داره.منم زمان کاراموزی یا هرنهادی میرفتم چ دولتی چ خصوصی میگفتن:خانم نمیخوایم!!!
دو جا هم گفتن ساعت میزنیم اما نیا!!
یک جا هم که بالاخره قبول کرد.اونم دو روز در هفته! من هنوز خیلی پیشرفته بود کارم و کار میکردم.شده بودم دستیار مسول اونجا ولی عملا بعد چند جلسه شاکی شده بودم که چرا چیز جدیدی یاد نمیده!بعد که با روال کارشون آشنا شدم اینطوری بود ک خودشونم کاری انجام نمیدادن.یعنی یک تعمیر قطعه ساده دوماه توی نوبت بود و مسول اونجا یا توی نت بود.یا غذا میخورد.یا تلفن صحبت میکرد!دقیقا توی اون 4ماه که من اونجا بودم تمام کارهای عقب افتاده رو فقط درست میکردم.
این از نظام کاراموزی..
نظام اموزشی دانشگاه هم ک استادهای کارگاه یا آزمایشگاه اصلا براشون مهم نبود..یا تلفن بازی میکردن یا خواب.. جز یک استادازمایشگاهم که خودشون مخترع هم بودن.عالی بود.خدا حفظش کنه.
الانم که گفتن هرکسی کنکور سراسری حتی امتحان نداده مجازه برای دولتی (پیام نور و..)انتخاب رشته کنه!
بعد میگیم جامعه داره به سمت بیسوادی و ..میره.
یعنی خدا ب خیر کنه عاقبت نسل آینده.. .

موفق و پاینده باشین و خدا بهتون صبر بده با این دانشجوهای بی دقت!:)
پاسخ:
به نظر من نباید به امید نظام آموزشی نشست. باید خودمون یه کاری کنیم. باید خودمون سعی کنیم کارها رو درست و اصولی انجام بدیم. اینکه کسی نمیفهمه یا اهمیتی نمیده یا اینکه همیشه همینطور بوده مهم نیست. مهم اینه که بتونیم کار رو به نحو احسن انجام بدیم. موفق باشید.
سلام
مثله اینکه خیلی سرت شلوغه که کمتر پست میذاره و به امید خدا که دکتر این داروخونه...
همینکه هستی و به کار مشغولی خوشحالم
کوچولتم ببوس
بای
پاسخ:
سلام سید. توی این داروخونه دو شیفته کار میکنم و به خاطر همین فرصت خیلی کارها رو از جمله پست گذاشتن ندارم. ممنون از لطفت. یا علی...
هرجور امتیازی که بخواهی به دکاتیر تو ایران داده میشه.
پاسخ:
کاش واقعا این دکاتبر براساس استعدادهاشون انتخاب میشدن و هر کسی دکتر نمیشد. واقعا اخیرا دیگه مردم برای دکتر اون جایگاهی رو که قبلا قایل میشدن رو ندارن و دیگه دکترها اون جایگاه سابق رو بین مردم ندارن.
افریین به این دقت
پاسخ:
جای وحشتناک قضیه اینه که قراره سلامت مردم دست چه کسانی باشه. خدا بهمون رحم کنه!
۳۰ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۳۵ خانومی مهربون

خخخخخخخخخخخخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">