خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

آخرین خاطرات
پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۰ شهریور ۹۷، ۰۱:۳۵ - سهر
    سلام

۷ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

یکی از کارهای سختی که به عهده نسخه‌پیچ ها هست شمردن قرص‌ها و کپسول‌هاست. بیشتر داروهای خارجی به صورتی ورقی نیستند و معمولا داخل یه قوطی پلاستیکی ریخته میشن. این قوطی‌ها حاوی صد، نود و یا شصت قرص هستند. ولی از اونجایی که دکترها معمولا به تعداد این بسته‌بندی ها آگاه نیستند، معمولا مجبوریم پلمپ این قوطی‌ها رو باز کنیم و به تعدادی که دکتر توی نسخه نوشته به مریض بدیم. البته خیلی‌ها معتقند که این کار اصولا درست نیست و محصولات پلمپ شده نباید توسط داروخونه باز بشه. دلایل مختلفی هم برای این مسئله دارند. مثلا اینکه اگه مشتری نتونه قوطی اصلی داروش رو ببینه، نمیتونه از اصل بودن اون اطمینان حاصل کنه و یا اینکه نمی‌تونه تاریخ انقضای اون رو تشخیص بده. اما مهمترین دلیل این مخالفت شاید از نظر بهداشتی باشه. این قرص‌ها در حین شمردن با دست افراد تماس پیدا میکنه و این از نظر بهداشتی درست نیست و شاید حتی قرصی موقع شمردن به زمین بیوفته و نسخه‌پیچ برای اینکه مورد سرزنش قرار نگیره همون رو برداره و به مریض بده. ولی به هر حال شمردن قرص کاری هست که اجتناب از اون ممکن نیست و داروخونه‌ها چاره ای جز این کار ندارند...

۷ نظر ۲۰ تیر ۹۳ ، ۱۸:۳۹

در مورد برگشتن به داروخونه با همسرم خیلی صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که در شرایط فعلی برگشتن به داروخونه می‌تونه بهترین تصمیم باشه. البته هنوز تو صداقت دکتر شک داشتم و نمی‌دونستم دلیل رفتارهای اخیر دکتر چی بود و چرا با ما اونطوری رفتار کرد و چرا دوباره از ما خواست که به داروخونه برگردیم؟ شاید هم واقعا از جای دیگه‌ای تحت فشار بوده و مشکلی با ما نداشته. به هر حال تصمیم گرفتیم دوباره به کارمون برگردیم...

۸ نظر ۱۴ تیر ۹۳ ، ۱۶:۳۲

ساعت از 10 شب گذشته بود که موبایلم زنگ خورد. احتمال دادم شاید یکی از داروخونه‌هایی که بهشون شماره داده بودیم، باشه. گوشی رو که پیدا کردم دیدم روش نوشته "دکتر". یعنی چی کار میتونه داشته باشه؟ دکمه سبز رنگ گوشی رو با تردید فشار دادم. صدای سلام دکتر گرمتر از همیشه بود...

۴ نظر ۱۲ تیر ۹۳ ، ۱۲:۰۰

امروز دومین روزی هست که به دنبال کار هستیم. این چند روزی که بیکار بودیم، جزء سخترین روزهای زندگی بود. روزهایی طولانی و غیرقابل تحمل. هر چه زودتر باید فکری میکردیم و از این وضع رها میشدیم. امروز هم مثل دیروز بعد از خوردن صبحانه از خونه زدیم بیرون. چند جایی بود که در نظر داشتیم امروز به اونها سر بزنیم...

۲ نظر ۰۷ تیر ۹۳ ، ۱۲:۲۱

براتون گفته بودم که مدتی هست که جو داروخانه زیاد مناسب نیست و دکتر الکی به هر چیزی گیر میده. توی خونه با همسرم در مورد این وضع داروخانه صحبت کرده بودیم. همسرم معتقد بود که باید هر چه زودتر قبل از اینکه رفتار دکتر نامناسبتر از این بشه خودمون از داروخونه بیایم بیرون ولی من متقاعدش کرده بودم که بهتره تا آخر ماه صبر کنیم و شرایط رو بیشتر بسنجیم. باهم خیلی حرف زدیم ولی هیچ دلیلی برای رفتار عجیب دکتر پیدا نکردیم.ما هر دو نهایت توان خودمون رو برای کار گذاشته بودیم و کوچکترین کم کاری از ما دیده نشده بود. تا امروز همیشه با دکتر و بقیه پرسنل با احترام رفتار کرده بودیم و هیچ اعتراضی هم به شرایط کارمون و حقوقمون نکرده بودیم... 

۲ نظر ۰۶ تیر ۹۳ ، ۱۴:۱۸

تو هر شغلی موضوعی به نام خرید قبلی وجود داره. شاید شما هم موقع خرید از جایی فروشنده به شما گفته باشه که این جنسمون خرید قبلی هست  که به این قیمت میدیم اگه الان بیاد فلان قیمت هست. دو رویکرد مختلف هم نسبت به این موضوع وجود داره. بعضی از اصناف به محض اومدن جنس جدید، جنس‌های قدیمی رو که ارزونتر خریداری شده رو به همون قیمت جنس‌های جدید می‌فروشند. ولی بعضی از فروشندگان با انصاف هم هستند که هر جنسی رو به همون قیمتی که از قبل بوده به مشتری تحویل میدن.

توی داروخانه این مسئله مشهودتر هست. چرا که ممکنه قیمت یه دارویی در یک زمان کوتاه چند برابر بشه و این یعنی یه سود کلان برای داروخانه. متاسفانه شرکت‌های پخش هم با داروسازها در این مورد همکاری می کنند و قبل از گرون شدن یه داروی خاص به داروخانه‌ها خبر میدن و اونها هم از خدا خواسته یه خرید تپل میکنند. اینطوری یه پورسانت تپل هم گیر ویزیتور شرکت پخش میاد. یعنی یه معامله برد -برد...

۷ نظر ۰۲ تیر ۹۳ ، ۱۴:۵۶

مدتی هست که جو داروخونه متشنج شده. دکتر الکی ایراد میگیره و میخواد اشکال بگیره. چند باری به قیمت‌ها ایراد گرفته و گفته اشتباه قیمت زده شده. هر بار هم ضایع شده و دیده که قیمت درست بوده. دلیل این رفتار دکتر رو نمی‌فهم ولی ظاهرا تاریخ مصرف ما هم گذشته. قبل از من هم این اتفاق برای پرسنل سابق افتاده بود و بعد از مدتی یا اخراج شدند و یا خودشون استعفا دادند و رفتند. دکتر ما روش‌های مختلفی برای بیرون کردن پرسنل داره و معمولا سعی می‌کنه کسی رو اخراج نکنه و با رفتارش باعث میشه که خودشون از داروخونه برن. یکی از اون روش‌ها اینه که...

۵ نظر ۰۱ تیر ۹۳ ، ۱۶:۳۶