خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۱ آذر ۹۵، ۲۰:۱۶ - زی زی
    الو

برگرد نسخه پیچ

پنجشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۰۰ ب.ظ

ساعت از 10 شب گذشته بود که موبایلم زنگ خورد. احتمال دادم شاید یکی از داروخونه‌هایی که بهشون شماره داده بودیم، باشه. گوشی رو که پیدا کردم دیدم روش نوشته "دکتر". یعنی چی کار میتونه داشته باشه؟ دکمه سبز رنگ گوشی رو با تردید فشار دادم. صدای سلام دکتر گرمتر از همیشه بود...

بعد از سلام و احوال پرسی، دکتر از من دلیل رفتنمون رو پرسید. گفتم که احساس کردیم که دیگه نیازی به حضورمون نیست و ترجیح دادیم بیشتر از این مزاحم‌تون نباشیم. دکتر با لحنی آمیخته به تعارف جواب داد که این چه حرفی هست که میزنید، داروخونه متعلق به خودتون هست، من پرسنل زیاد داشتم ولی هیچ کدام مثل شما نبودند، شما بهترین بودید. بهش گفتم آقای دکتر رفتار شما به ما نشون داد که دیگه دوست ندارید ما اونجا کار کنیم ولی روتون نمیشه اینو به مستفیم به خودمون بگید. به خاطر همین بود که ترجیح دادیم قبل از اینکه مشکلی پیش بیاد خودمون از داروخونه بریم. بعد چند مورد از بد رفتاری هایی اخیرا کرده بود رو، یادآوری کردم. دکتر گفت که هر کسی ممکنه تو زندگی شخصی مشکلاتی داشته باشه که این مشکلات میتونه تو کارش و رفتارش تاثیر بذاره. بابت رفتارهای نامناسبش عذرخواهی کرد و ادامه داد که هیچ وقت چنین قصدی نداشته و نمی‌خواسته که ما رو بیرون کنه. دوباره به تعریف کردن از ما ادامه داد و گفت که چرا باید یه آدم عاقل، پرسنلی که هیچ مشکلی نداره بیرون کنه و پرسنل جدید و صفر کیلومتر بیاره. دکتر از من خواست که اگه شرایطی برای برگشتن داریم بهش بگیم و ادامه داد که هر شرطی که بذارید قبول می‌کنم. من هم بهش گفتم که ما برای شرایط گذاشتن نرفته بودیم که الان با شرط و شروط برگردیم. حقوقمون کم بود ولی تحمل میکردیم. کارمون سخت بود ولی مشکلی نداشتیم. ساعت کاریمون زیاد بود ولی عادت کرده بودیم.کارمون با تحصیلاتمون همخونی نداشت ولی چاره ای نداشتیم.تنها چیزی که نمیتونستیم تحمل کنیم رفتار نامناسب شما بود. دکتر برای چندمین بار از رفتارش عذرخواهی کرد و گفت که رفتارش اصلا درست نبوده و گفت که اون روز اصلا حالش خوب نبوده و بعد از رفتن ما هم با بقیه پرسنل خیلی بد رفتاری کرده و خیلی از کارش پشیمون هست. در آخر هم گفت که در داروخونه ما همیشه به روی شما باز هست و هر وقت که خواستید میتونید به کار خودتون برگردید...

تصمیم سختی بود. تا صبح نتونستم بخوابم. حرفهای دکتر تو ذهنم مدام تکرار میشد. هنوز تو صداقت حرف‌های دکتر شک داشتم. نمیدونستم بهترین تصمیم چی میتونه باشه. باید تا فردا تصمیمم رو میگرفتم.


نظرات  (۴)

ممنون از راهنماییتون ،لطف کردید

من الان سال دوم کارشناسی شیمی محض هستم اگر برنامم به امید خدا درست در بیاد حدود 5 سال دیگه بعد از پایان ارشدم از ایران مهاجرات میکنم (تک نفری بدون هیچ همراهی)

کلا برای تحقیقاتی که تو رشته انجام میدیم نیاز به ریاضیات قوی دارم ،البته تا حدودیم برای مدرکشه ،میخواستم یه جورایی دست پر برم ولی به نظر وکیل مهاجرت ،رشته ریاضی برای کسی که نخواد تخصصی روش کار کنه هیچ امتیازی نداره

و یکی از دلایلم هم مثل چیزی که شما گفتید برای رشد شخصیتی بود ،رشته ریاضی طبق نظر روانشناسا تاثیر زیادی روی رشد شخصیت داره و شخص کلا دید باز و جامعی پیدا میکنه

ولی ظاهرا با شرایط من اصلا قابل اجرا نیست چون به هر حال رشته ریاضی قولیه واسه خودش و در ضمن هزینه زیادی هم مجبور میشم براش بدم و با شرایط من اصلا ممکن نیست چون مجبورم تمام پولم رو برای اینده پس انداز کنم

ولی تصمیم دارم کلا تو وقتای ازادم ریاضیات کار کنم

لطف میکنید بهم بگید از چه منابعی میتونم استفاده کنم ؟

سطحم در حد کتابای ریاضی عمومی دانشگاهه

پاسخ:
سلام. به نظر من اگه میخواهید ریاضی رو از پایه و اصولی شروع کنید از نظریه مجموعه‌ها شروع کنید. به هیچ پیشنیازی به جز هوش نیاز نداره. ولی ریاضی عمومی هم خوبه. سعی کنید از کتابهای لاتین بخونید. کتاب زیاد هست. سعی کنید کتاب نویسندگان معروف و درست حسابی رو بخونید. بازم اگه کمکی از دست من بر بیاد در خدمت هستم. امیدورام در همه مراحل زندگی موفق باشید.

واقعا هم تصمیم مشکلیه ،به نظر من برگشتتون بهتره البته من جای شما نیستم

و صلاح کار خویش خسروان دانند

من یه سوالی داشتم ،شما گفتید رشتتون ریاضی بوده ، من دانشجوی شیمی محض هستم از روی عمد و برای اینکه فرصت کار کردن و تامین هزینه های اینده رو داشته باشم رفتم دانشگاه پیام نور الان هم امکان تحصیل تو دو رشته رو دارم

فکر کردم شاید بد نباشه کنار رشته اصلیم یه لیسانس ریاضی هم بگیرم تا هم ریاضیاتم خیلی قوی شه (چون شدیدا در اینده بهش نیاز پیدا میکنم ) و هم مدرکش به دردم خواهد خورد (البته نه از لحاظ کاری ) و البته در مقایسه با شیمی این رشته مطالب حفظی نداره (البته قطعا ریاضیات سختی خاص خودشو داره ) و به هر حال شاید بشه از پسش براومد

به نظر شما که تو این رشته تحصیل کردید رشته ریاضی تا چه حد سخته ؟ ایا اصلا ممکنه با این شرایط من بتونم تو این رشته موفق بشم یا بهتره از راه دیگه ای ریاضیاتم رو تقویت کنم ؟

ممنون میشم اگر راهنماییم کنید

 

پاسخ:
سلام. ممنون از نظرتون. خوشحالم که وبلاگم خوانندگان خوبی مثل شما داره.

اما در مورد تحصیل رشته ریاضی میتونم بگم که رشته ریاضی واقعا رشته سختی هست و خوندن اون انژری زیادی میخواد مخصوصا در کنار کار و یه رشته دیگه. البته سختی اون بیشتر وابسته به دانشگاه و استاد هست. به هر حال من که با علاقه این رشته رو خوندم پشیمون نیستم و از خوندنش لذت بردم. حالا جدا از مسائل مالی این رشته خیلی به دردم خورده و کلا تو شخصیتم تاثیر زیادی داشته. ولی اگه صرفا برای تقویت ریاضی میخواهید ریاضی بخونید راه‌های آسونتری هم هست. اگه میفرمودید که برای چی میخواهید ریاضی‌تون رو تقویت کنید بیشتر میتونستم کمکتون بکنم.
ممنون از حضور گرمتون.

سلام

من وبلاگتون رو هر بار که میومدم نت دنبال میکردم

چون امسال برای دومین بار برای رسیدن به هدفم کنکور دادم و میخواستم از جو کاری داروخونه بیشتر آگاه بشم!!

شاید امسال به داروسازی برسم ولی با چیزای که شما درباره سودی که داروخونه از فروش اینطوری دارو ها بدست میاره واقعا مردد شدم!

خیلی سخته آدم توی هر شرایطی توی زندگیش به انسانیت حلال و حرام بودن پولش پایبند باشه!

امیدوارم شما هم به شغلی که سزاوارشید و شایستشید برسید

موفق باشید

پاسخ:
سلام دوست عزیز...خوشحالم که وبلاگم خوانندگان خوبی مثل شما داره. امیدوارم یکی از داروسازهای خوب کشورمون بشید. سعی کنید هرگز در رسیدن به هدفتون مردد نشید. تو هر کاری میشه هم درست کار کرد و هم نادرست. میشه با یک کار خاص بهشتی شد و هم جهنمی. هر کاری همینطور هست. مهم اینه که هدفمون تو هر کاری که میکنیم فقط پول نباشه. همینکه بتونیم به یه مریض کمک کرده باشیم بزرگترین عبادت هست. ولی اگه بخواهیم از مریض بودن اون و مجبور بودن اون به تهیه دارو سوی استفاده کنیم بزرگترین خیانت. امیدوارم هر کس در هر کاری که باشه خدا رو بالای سرش در نظر بگیره.
۱۲ تیر ۹۳ ، ۱۲:۱۹ ♥☀♥☀♥ Virtual Wall - בیــوار مـجـازے ♥☀♥☀♥
دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان
**بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏**اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَکَ الصّالحینَ القانِتین واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِکَ المُقَرّبینَ بِرَأفَتِکَ یا ارْحَمَ الرّاحِمین

خدایا قرار بده مرا در این روز از آمرزش جویان، و قرار بده مرا در این روز از بندگان شایسته و فرمانبردارت، و قرار بده مرا در این روز از دوستان نزدیکت، به مهربانی خودت ای مهربان‌ترین مهربانان.


التماس دعا


divare-majazi.blog.ir

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">