خاطرات یک نسخه پیچ

من یک نسخه پیچم. یعنی تو داروخونه کار میکنم. هر روز اتفاقات جالبی برام میوفته که میخوام اونها رو با شما در میون بگذارم...

پربیننده ترین خاطرات
خاطرات پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۱ آذر ۹۵، ۲۰:۱۶ - زی زی
    الو

سوتی

چهارشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۲، ۰۹:۵۰ ب.ظ

امروز یه سوتی دادم در حد تیم ملی.

موقع عصر داروخونه خیلی شلوغ شد. من هم تند تند داشتم تائید نسخه‌ها رو می‌گرفتم. یه نسخه ویزی پک اومد که تائیدش رو گرفتم و صفحه اول دفترچه رو نوشته بودم که دکتر یه سوال در مورد قیمت نسخه‌ای که داشت کنترل میکرد از من پرسید. من هم از تو کامپیوتر نسخه رو پیدا کردم و جوابش رو دادم. در این حین یکی از نسخه پیچها از من سوالی پرسید و جواب اون رو هم دادم...

هنوز نسخه ویزی پک دستم بود و میخواستم تو برگ سومش قیمت رو بنویسم که اشتباها قیمت نسخه‌ای که تو کامپیوتر مونده بود رو نوشتم.(نسخه‌ای که دکتر در مورد اون پرسیده بود)

دکتر که نسخه‌ها رو کنترل میکرد دید قیمت داروها با داروهای توی سبد نمیخونه. چون قیمت ویزی پک ها با بیمه باید حدود 40هزار تومن میشد ولی من نوشته بودم 14هزار تومن. نسخه رو به من داد تا کنترل کنم و من هم که نگاه کردم دیدم چه سوتی‌ای دادم. به هر حال اشتباهه دیگه، اتفاق میوفته.


اشتباه تو هر شغلی ممکنه. ولی بعضی از شغلها هستن که اشتباه تو اونها جبران ناپذیره. یکی از اون شغل‌ها، کار تو داروخونه است. البته خوشبختانه من تو پستی کار میکنم که اشتباهاتم مالیه و قابل جبران هست. ولی اشتباه کسی که داروها رو میاره یا اون کسی که دستور داروها رو مینویسه ممکنه به قیمت جون آدمها تموم بشه.

۹۲/۰۷/۰۳

نظرات  (۸)

سلام،منم یه نسخه پیچم توی داروخانه شبانه روزی ماهم همیشه اتفاقات مشابه هست،ممنونم بابت وبلاگتون 
پاسخ:
سلام...ممنون از نظرتون. خیلی دوست دارم اینجا تبدیل بشه به جایی برای تبادل نظر و درد و دل نسخه پیچها سراسر کشور.
موفق باشید.

خدا به خیر بگذرونه

مخصوصا اشتباه دارویی برای زنای حامله که به قیمت ناقص شدن یه بچه ختم میشه

پاسخ:
جالب اینجاست در مواردی حتی پزشکها کم دقتی میکنند. اصلا ممکنه یه نفر حامله نباشه ولی دادن داروهای گروه X حتی برای کسانی که در سن باروری هستند درست نیست. متاسفانه پزشک فقط با پرسیدن اینکه حامله که نیستی اقدام به نوشتن داروهای خطرناک میکنه.
حالا این اشتباهات تایپی و چاپی و مالی مهم نیست ...اشتباهات دارویی خیلی خطرناکه حسن ...:-)
پاسخ:
بله. همینطوره. خوشبختانه من تو کار زدن قیمت هستم و اشتباهاتم در نهایت موجب زیان مادی بیمار و گاها داروخونه میشه. ولی همونطور که فرمودید اشتباهات دارویی بسیار خطرناکه و ممکنه به قیمت جون یه آدم تموم بشه. من خودم یه بار به عنوان شاهد پیش دکترمون به دادگاه نظام پزشکی رفتم خیلی سخت میگرن. با اینکه همه شواهد به نفع ما بود ولی فامیل بیمار یه داد و هواری راه انداخته بود که مریض من ال شده بل شده.
سلام ممنون از حضورت و اینکه خبرم کردی. لینکت میکنم.منم با اسم وبم بلینک
پاسخ:
سلام.
ممنون از لینکتون. من هم با افتخار لینکتون میکنم.
باز هم منتظر حضور شما هستم.
سیلوووووووووووووووووووووووووم
خوفی عایا؟
...................
وب خوشملی داری خاطراتتو خوندم خشنگ بود
ایشولله توکارت موفخ باشی

پاسخ:
ممنون خوفم!
مرسی از اینکه سر زدی.

سلام وبلاگ جالبی دارید
داروخانه ی شما کجاست؟میشه کامل بگید
پاسخ:
سلام. داروخونه ما تو تبریزه. یکی از داروخونه‌های شلوغ تبریز.
سلام ممنون که بهم سر زدی
یه پیشنهاد دارم وبلاگ من روزی 4/5 هزار بازدید داره 50 نفر داخلش انلاینن

بیا خاطره هاتو داخل وب من بنویس تا چندید برابر ادم خاطره هاتو بخونن
چطوره؟؟؟

موافقی خبرم کن

اسمتم بگو
پاسخ:
سلام. ممنون از پیشنهادتون. شما وبلاگ پر بیننده ای و فعالی دارید.ولی فکر نمیکنم مطالب وبلاگ من به درد شما بخوره. من هم خوانندگان خودم رو دارم. شاید کم باشند ولی برای من با ارزشند. ممنون.
سلام
قشنگ بود
امیدوارم موفق باشی تو کارت!
ممنون که به من هم سر زدید
پاسخ:
سلام... ممنون از اینکه به وب تازه تاسیس ما سر زدی.
باز هم منتظر شما هستیم.
موفق باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">